حدیث روز
امام علی (ع) می فرماید : هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬ خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است.

یکشنبه, ۲۵ مهر , ۱۴۰۰ Sunday, 17 October , 2021 ساعت تعداد کل نوشته ها : 75 تعداد نوشته های امروز : 0 تعداد اعضا : 3 تعداد دیدگاهها : 14×
عرفان الالف – در باب شناخت الف
07 بهمن 1399 - 12:54
شناسه : 149
بازدید 18
1

باب الالف باذن الله و اذن رسول الله و باذن ائمه المعصومین صلوات الله علیهم اجمعین و باذن مولانا و مقتدانا صاحبنا و سرورنا . صاحب القلم و صاحب انس و الجال و صاحب الزمان . ولی الله الاعظم روحی و ارواح العالمین لمقدمه بقیه الله الاعظم . مهدی موعود قائم آل محمد الهم صل […]

ارسال توسط :
پ
پ

باب الالف

باذن الله و اذن رسول الله و باذن ائمه المعصومین صلوات الله علیهم اجمعین و باذن مولانا و مقتدانا صاحبنا و سرورنا . صاحب القلم و صاحب انس و الجال و صاحب الزمان . ولی الله الاعظم روحی و ارواح العالمین لمقدمه بقیه الله الاعظم . مهدی موعود قائم آل محمد الهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.

باب حرف الف را باز می کنیم تا به مددشان به رضا و قرب پروردگار عالمیان رسیده و قلم وجود خویش را به جوهر مهدویت تر کنم و به مدد او و با شناخت معرفت کلام الهی را پر خطر و ظلمانی دنیا را به اندازه ذره ای به چشمه نور مهدویت نزدیک نمایم و امیدوارم این آیه مبارکه که شامل حال همه ما می شود بفضل الهی یخرجهنم من ظلمات الی النور.

یکی از هفت صفت ذاتی پروردگار عالم تکلم است. اوست که باب کلام و حروف الف مبداً ظهور در ذات خود مطلق است و چون مکرر می شود دو پدید می آید( یعنی شکل اصلی اعداد همان یک است وقتی یک تکرار می شود. دو تا یک کنار هم می شود دو۱۱ ) و در تکرار دوم عدد سه ( ۱۱۱ ) ظاهر می شود الی آخر همین طور تا بی نهایت و اگر واحد تکرار نیابد هیچ عددی متحقق نمی شود و هر عدد برای ظهور تحقیق نیازمند ظهور واحد است در مراتب اعداد در حالی که واحد در مقام ذات از وجود اعداد و از ظهور به صور آنها بی نیاز است ( یعنی شکل ۲ و ۳ الی آخر نمی خواهد بلکه همان یک یک کافی است).

آثار و احکام اعیان ثابته و موجودات خارجی به منزله اعدادند و وجود مطلق حق به مثابه واحد، همانطور که اعداد از جهت تحققشان به واحد نیازمندند و واحد در مقام ذات از آنها بی نیاز است که در علوم حروف اعداد روح حروف هستند و هر دو با هم حقیقتهای کونی و امکانی خود را بروز و ظهور می دهند و تا قیامت همراه انسان که کلمه خداست بصورت معانی علمی و نظری و فعلی خویش صاحبش را مثل سایه همراهی کرده و مزد و اجرش را یا مکافات عذابش رابه او می نمایاند و در او محشور می شود.

نخستین وحدت حق جلوگر بود                                    که شد از ظل وحدت نقطه موحود
پس از آنکه نقطه شد در ظل سیر                                    بصورت گشت الف از وی پدیدار
ز سیر عرض او شد صورت با                                                   بضم نقطه وحدت هویدا
مکرر گشت چون این نقطه ظاهر                                           عیان شد تا و نا اندر مظاهر
الف چون از دو سر برعکس هم گشت                            بطومار حقیقت ” حا ” رقم گشت
چون اندر سجده ایزد تعالی                                             الف خم گشت و دال آمد هویدا
بضم نقطه توحید فی الحال                                                به ذال آمد مبدل صورت دال
الف هر دم به طوری کردی حرکت                              که حرف دیگری شد در کتابت
غرض از یک حرف بیرون از الف نیست                           ولیکن محرم این مدعا کیست
زظل وحدت اسماء گشت ظاهر                                  بود پس عین این وحدت مظاهر
همه اجزاء عالم غیر معشوق                                             ز شوق جلوه خندد مخلوق
بود آمیزش این ذره با خور                                        به دریا می رساند نسبت این در

و سخن گفتن را شود و در تنظیم دایره عقل نطق را خلق کرد. پس کلام در جان عقل معنا گرفته و اسرار نهان را آشکار می کند. ورب العالمین حل جلاله سر غیب را با ظهور نور کلام خویش سبب و مسبب قرار داد تا خلقت خویش را در تجلی عقل به کمال معرفته و نور هدایت بسوی خود را راهنمایی فرماید. کلام اول مجرای ظهور و اول تجلی اسماء و صفات ذات باریتعالی است.

او که خود در هیچ کلامی و در هیچ ظرفی از ظروف معنایی و اسمائی نمی گنجد. چون همه را مخلوق ذی وجود خود قرار داده ولی را ره برای بندگی و اطاعت به سوی خویش می گشاید تا با کلام خود بنده نوازی کرده و خود را به بنده خود می شناساند. فرمود: انی کنت کنزاً محضیا فاحبت و اعرف

این است و جز این نیست که من گنج مخفی هستم و بودم و خواهم بود پس دوست داشتم شناخته شوم.

در کلام نور خود قرآن کریم فرمود: قل هو الله احد.

انسان کامل را کلمه خود قرار داد وایشان را مرات خویش خطاب فرمود دو انسان کل کامل شد .کل همه( کلمه ).

الف الحروف هو الحرف جمیعها و الفاء دایره علیه لطوف

در عرفان آمده است خداوند احد فرمود: الواحد لا یصدر الا الواحد. او یک اسن جز یک از او صادر نمی شود. او خود را یک خواند اما یکی که هرگز دو نمی شود.در غالب الفاظ یک هم مخلوق او است و او بی همتاست و یگانه ، بی نظیر. اما در خلقت زوجیت را خلق کرد و دو ریشه و بنیان و دو اصل را ظهور داد و خلق فرمود تا همه مظاهر و مخلوقات خود را بنمایاند. حروف و اعداد و در کلام پیامبر عظیم شان است که فرمود اعداد روح حروف هستند.

پس ظلم عالم آفرینش با حروف تجلی کرده با اعداد منظم شده و معانی خاص و آدرس و نشانی و تعدد و کثرات را جلوه داد . یکی از صفات ذاتی رب العالمین سبحانه و تعالی تکلم است یعنی عظمت این صفت را وصف نمی توان کرد چنانچه کلام مبارک خود که قرآن است را بالاترین معجزه خود می داندکه به بزرگترین و مکرم ترین انسان برگزیده خود و جانشین بر حقش محمد مصطفی صلی اله علیه و آله و سلم عنایت فرمود که هم کلام الله و هم کتاب الله. کلام خالق است که تا قیامت هیچ مخلوقی در آن نمی تواند نفوذی داشته باشد. چنانچه ۱۴۱۴ سال است و تا قیامت آیات متعددی از قرآن کریم حریف می طلبد و تا کنون هیچکس نتوانسته آیه ای مثل قرآن مجید بیاورد.

این عظمت و معجزه بزرگ و بی نظیر عالم از ۲۸ حرف تشکیل شده. و کا اسرار و کل قوانین الهی را تا الی یوم القیامه در خود جمع کرده و در هر زمانی بروز آن زمان معنی و تفسیر می شود و راه گشای همه بندگان مومن و معتقد است. همانطور که در کتاب اسرار ابجه آمده است هر کدام حروف اسماء الله است. هریک عدد و ملکی دارد. در زمان دو پیامبر بزرگوار حضرت دانیال بنی علیه السلام و حضرت داود علیه السلام علم ابجه به مردم تعلیم داده شد. و در زمان آقا مولا یمان امیرالمومنین علیه السلام علم ابجه و علم صرف و علم تجوید و نقطه گذاری حروف و حرکت گذاری پایه گذاری شد. اعداد ابجه تا عدد هزار ظاهر شد.

دل گفت مرا لدنی هوس است                                      تعلیم کن اگر ترا دست رس است
گفتم الف گفت دگر هیچ مگوی                         در خانه اگر کس است یک حرف بس است

بحول و قوه پروردگار عالم موفق شدیم جایگاه اعداد در حرف الفبا را هم پیدا کنیم یعنی عدد حروفی که از ده بالاتر است مثل ک= ۲۰ – ل= ۳۰ تا آخر در ۲۸ حرف جایگاه عددی آنها را پیدا کنیم عدد حروف ابجه طولی و ظاهر حرف عرضی است در برخورد حرف با عدد مثل تار و پود یک قالی که در برخورد باهم جای گره و رنگ ساخت معلوم می شود در جایگاه حرو عدد را پیدا می کنیم جالب اس که در نهایت جمع جایگاه حروف یک کلمه و عدد ابجد همان همان کلمه از نظر عدد یکی می شود مثل کلمه آدم عدد ابجدش می شود ۴۵ اگر ۹=۵+۴ می شود ۹ جایگاه عددی این کلمه می شود ۱۸ که اگر ۹=۸+۱ ، پس جایگاه عدد ر دو یک عدد هستند و جایگاه عرفان معنای عدد ابجدی آن حرف می شود و معنای واقعی را نشان می دهد.

پروردگار عالم در قرآن کریمش در سوره مبارکه قرآن شروع آیاتش را با حروف مقطعه شروع کده است که رمز بین خودش و پیامبر گرامی است. اما ظاهر کلام اهمیت حروف و معنای حروف و مقام و منزلت حرفها را تا حدودی بیان می فرماید. چنانچه حروف الفبا را دو قسمت می کند حروفی که در اول سوره قرآن بصورت مقطعه آمده ۲۹ حرف است اما حروف بدون تکرار آن ۱۴ حرف است که مفسدین از قول معصومین که تاویل کنندگان واقعی قرآن هستند می فرماید این ۱۴ حرف نورانی و ۱۴ حرف که نیامده در حروف مقطعه ظلمانی است.

اولین حرف که سوره مبارکه بقره آمده است الف می باشد. جا دارد بنویسم که چهل سوره مبارکه قرآن با حرف الف شروع شده و اولین حرف از کلمات شروع قرآن بعد از بسم الله سوره مبارکه حمد الف است و آخرین کلمه قرآن کلمه ناس است که عدد ابجدش ( ۱۱۱ ) می شود که مطابق حرف الف است. الف از حروف نیست البته نزد آن کس که بویی از حقایق برده باشد ولی عموم آن را حرف می نامند و چون محقق گوید که ان حرف است آن را بگونه ای جایز شمرده اند و چشم پوشی کرده در عبارت گویند در حالی که مقام الف مقام جمع است و از اسماء جمع است را دارد و از صفت قیومیت را دارد. الف از حروف جامع و کامل حروف است و در صفات و ظاهر و باطن استثنا است و کل حروف را در بر دارد.

در حالی که خود سکون است . در کتاب مخزن العرفان از خانم امین صفحه ۶۸ می فرماید: از علی بن موسی الرضا (ع) است که از صادق آل محمد صلی الله علیه و آله وسلم از معنی (آلم) سوال شد ایشان پاسخ فرمود: الف را صفات شش گانه ای است که مطابق می گردد با شش صفت از صفات حق تعالی. ۱٫ الف ابتدا حروف است ، حق تعالی و نیز مبدا تمام خلق است.۲٫ الف منفرد از باقی حروف است .

خداوند نیز منفرد بوجود است.۳٫ الف متصل به حروف نیست. حروف متصل باویند. همینطور خلق متصل به حقند و او سبحانه متصل به چیزی نیست، تمام خلق محتاج باو و او محتاج به کسی نیست. ۴٫ الف منقطع و جدا و مباین از حروف است. خداوند نیز منقطع و جدا و مباین از خلق است.۵٫ الف سبب ترکیب و تالیف حروف است. حق تعالی نیز سبب تالیف و ترکیب موجودات است.۶٫ الف مستوی و مستقیم است. خداوند نیز عادل و درستکار است.

الف یکی از اسماء الهی و آلاء حق تعالی است و مفتاح همه حروف حرفی است ازلی و کشیده شده تا ابد. سر الاسرار حروف در تمام حروف جاری است در حالی که عیان حروف قرار دارد. گویا این کلام اقتباس شده از کلام امیرالمومنین (ع) که فرموده از برای هر کتابی سری است و لب و جوهر قرآن حروف تهجی است. بعضی از اهل قرآن می گویند الف اظهار وحدت است ذلتاً و صفاتاً و متفرد بودن بوجود حقیقی ازلاً و ابدا. کان الله ولم یکن معه شیء. همیشه خدا بود چیزی با او نبود.

و اشاره دارد به اسم قیوم او. موجودیست قائم بنفسه مقوم لغیره. یعنی قائم به نفس خودش و باعث قوام غیر خودش. بنابراین الف ابجه دلالت دارد بر ذات باری تعالی و تمامی حروف در عربی با حرف الف خوانده می شوند مثل با- تا- ثا-….. عدد ابجه حرف الف یک است. اولین اسمی که پروردگار عالم در سوره مبارکه توحید خود را بدان با عدد یک معرفی کرده است احد می باشد قل هو الله احد. نام مبارک احد یکی از اسماء ذات و مکنون و مخزون است و جالب است تمام بندگانش را یکی یکی خلق کرده و می فرماید یکی یکی حسابرسی می کند و خلاصه تمام مردم آحاد خوانده می شوند.

زیرا همه مخلوق آن خالق احد هستند چون او یکی است و اعجازش اینکه آنچه در دنیا انسان خلق کرده هیچگاه دو تا شبیه کامل نیستند حتی در خلق و خو در مراتب ظاهری باطنی حتی خط های سر انگشتان همه با هم فرق می کند که در سوره مبارکه قیامت آمده است.حروف آحاد را اشاره به عشرات می نماییم به اعتبار آنکه بواسطه محردات و موجودات علوی فیض بمادون می رسد. و بعضی را با هم جمع می نماییم و بعضی را ضرب می کنیم تا آنکه حاصل آن مناسب می گردد با یکی از اوايل سوره قرآنی و الله اعلم بحقایق کلامه

بعضی از مفسرین گفته اند در حرف الف سه معنی مندرج است که ماسب مقام الوهیت است. ۱٫ الف یکی است هم در ذات و هم در صفات و هم در وضع و حساب حق تعالی نیز هم منفرد بوجود حقیقی است ازلاً و ابداً و هم منفرد به صفات ذاتی است «کان الله ولم یکن شیئی» ۲٫ الف مستقیم است و از کثرت حروف تغییر در آن پدیده نمی گردد وجود حق نیز ثابت و پاینده است و کثرت موجودات تغییری در وحدت او نمیدهد. ۳٫ الف مصدر تمامی حروف است و به استقامت آن حروف معوجه استقامت می یابند وجود حق تعالی نیز مبدأ تمامی موجودات است و از حقانیت او موجودات محقق و ثابت می گردند.

پس فردانیت منحصر به آن ذات بی زوال خداوندی است. در حروف ، حرف الف به معنای ظرف حروف ، تجمع کردن ، منظم شدن ، دوستی ، انس ، صداقت ، خو گرفتن ، اگر الف باشد تالیف شد کتاب شد . الف یعنی عدد هزار و خلاصه الف یعنی کل معانی .کل اسرار و اعراف حروف و اخصی کل شیء عدد. او تعداد همه چیز را می داند.(سوره مبارکه جن آیه ۲۸ ). الف چگونه سطر شد.

از قول حضرت محیی الدین عربی در کتاب فتوحات مکیه ( ص ۱۸۰ ) و فرود آمدن الف به سطر مانند بیان او (رسول خدا(ص) ) که فرمود ینزل ربنا السماء الدنیا. نازل کرد پروردگار به سوی آسمان دنیا. یعنی فرشتگان گویند پروردگار ما به آسمان دنیا فرود می آید ( یعنی قامت الف) و این آغاز عالم ترکیب است زیرا آسمان حضرت آدم (ع) و پس از آن در مرتبه نزولی فلک آتش (کره انیر) اثر گیرنده زمین است. از روی الف به آغاز سطر فرود می آید.(….ا….) زیرا از مقام احدیت به ایجاد خلقیت فرود آمده است. فرود آمدن تقدیس و تنزیه، نه فرود آمدن تمثیل و تشبیه در حرف لام. لام واسطه است زیرا جانشین و قائم مقام مقام مکون و کون (یعنی الف و میم) است و رمز قدرتی که از آن عالم پدید آمده است .

لذا در فرود آمدن به آغاز سطر به الف شباهت یافت (ال…) و چون الف که در عالم ملکوت و شهادت (دنیا) متحد است آشکار شد. فرق بین قدیم و محدث واقع پس الف در وجود صفت تاکید و استواری گرفت و حرکت مد شامل حالش گردید. (علامت کشیدن حرف در مقام اظهار) که این کشیدگی از عالم سرمدی است تا الی یوم القیامه و چون صفت الف سکون است و هرگز در ابتدای حرف ظاهر نمی شود زیرا در مخلوق هرگز ابتدا به ساکن نداریم.(ابتدا به ساکن مخصوص رب العالمین است) پس یکی از صوفیان می گوید ما الف را در خط نوشتن می بینیم اما نطق و گفتار به همزه است نه الف چرا(سخن) به الف گفته نمی شود گوییم این چیزی است که سخن ما را در آنچه گفتیم یاری می بخشد

زیرا الف حرکت را نمی پذیرد و حرف تا حرکت نداشته باشد مجهول و نامعلوم است و چون حرکت یافت به واسطه حرکتی که به آن تعلق می گسرد از رفع و نصب و جر از دیگر حروف امتیاز می یابد و ذات چون وقت – ان گونه که هست- دانسته نمی شود. بنابراین الف که دلالت بر آن دارد در عالم حرف خلیفه و جانشین (ذات) می باشد. مانند انسان که او هم در عالم مجهول و ناشناخته است که او هم خلیفه الله است. پس ما آنرا به نام الف نه به خود الف بیان می داریم.

همزه صفت نبر را به خود گرفته است یعنی صفت برش دارد پس در هنگام ظاهر شدن الف در اول کلمات الف به قامت حروف و معنی آن کلمه برش خورده و صاحب حرکت می شود. آنگاه با صدای آن حرکت خوانده می شود. یکی از زیبائیهای الف و همزه از نظر اعداد اینست که الف در عدد بطی ابجد ۱۱۱ می شود. (ا ل ف) و همزه را هم اگر بصورت بطی بنویسیم(ها- میم- زا- ما) عددش ۱۱۰ می شود وقتی همزه روی الف می آید عدد الف به ابجد یک است آنگاه  با عدد همزه جمع می شود برابر ۱۱۱ است یعنی(۱ ۱۱۱/۱). در واقع همزه نفس الف است که خوانده می شود ولی نوشته نمی شود.(فقط به صورت حرکت) .

پس همزه قائم مقام مبدع نخستین است و حرکتش ، صفت علمی اوست و محل و ایجادش در اتصال کاف به نون (در کلمه وجودی کن) می شود. این سخنان برای الف اول کلمات است.

اما در وسط کلمات تا آخر الف به صورت متصل خوانده می شود و صورت وصل و حالت مد را بخود می گیرد. مثل هآ- حآ- تآ- مآ

اگر وجود الف نبود هیچ حرفی حرکت مد پیدا نیم کند. پس با قامت الف حروف و کلمات و در نهایت معانی کلمات حالت استواری و ابدی پیدا می کنند. و در هر زمان بصورت انروز بیان شده و معنا می دهد. حتی در دنیا و آخرت صورت معنا تغییر کرده و در آخرت به صورت اصلی خود نمایان می شود. در قرآن کریم آمده است که هر کس در قیامت مرهون اعمال و گفتار خود می باشد. و همینطور کلام الهی نور روشن کننده را هدایت بندگان و ره گشای هدایت دنیا به عالم آخرت است در بهشت به بندگانی که گفتند و عمل کردندگفته دمی شود إقرأ یرفع.

در سوره مبارکه خداوند ل جلاله فرمود به معلمان برون عمل می فرمید. رسم تقولون. چرا گفتید ولی عمل نکردید. بنابراین الف ذات واحدی است که در آن اتصال هیچ یک از حروف جایز نمی باشد زیرا وقتی در خط واقع می شود عبارت از الصراط المستقیم (آیه سوره مبارکه فاتحه) است که نفس (الف وجود را) در نمازش در خواست داشته و می گوید اهدنا الصراط المستقیم.

یعنی صراط و تنزیه و توحید و استقامت ایستادگی در قامت الف انسانی الی یوم القیامه. و چون پروردگار دعایش را که همان کلمه ای است دستور بازگشت بدو (در سوره مبارکه فجر) داده است اجبت کرد. (یعنی آنجا که می فرماید یا ایا النفس مطمئنه ارجعی الی ربک راضیه مرضیه ) یعنی ای نفس مومن خشنود به سوس پروردگارت باز گرد (۲۸و۲۷ سوره فجر)حق تعالی آمینش را بر دعایش پذیرفت و الف را از (الم) از پی لاوالضالین) آشکار ساخت و آن را پنهان داشت چون آن جواب غیبو از عالم ملکوت است.

هر کس آمین گفتنش با آمین فرشتگان در غیب متحقق (عالم ملکوت) که عموم فقها ان را اخلاص می نامند و صوفیان حضور گویند و محققان همت خواند و ما و امثال ما غیاب خوانیمش موافق افتاد. دعایش مستجاب می گردد. اینجا (منظور الف آمین که با مد طویل امنیت را تضمین می کند از طرف پروردگار عالم الی یوم القیامه) لذا حرکت مد جر بواسطه وصل نمی شود و الف باعث مد گرفتن حروف است و هر حرفی به الف وصل شود تا اندازه ای صدایش کشیده می شود پس حرکت فتح را همان حرکت زبر ا فتحه یا بم است به الف می بخشد و جون بخشید از او تشکر و سپاس بر آن بخشش خواهد آمد پرسند شکرش چیست؟ برو گفته شود که شنوندگان را بیاموزی و هشدار هی که وجودت و وجود صفتت به نفس تو و از تو نیست بلکه از ذات قدیم متعال است.

پس او را هنگام یاد آوردن خودت یادآور که تو را به خصوص به صفت رحمت دلیل بر خودش قرار داده (صفت الف) از این روی حضرت رسول (ص) فرمود: ان الله خلق آدم علی صورت الرحمن. یعنی خداوند آدم را ر صورت رحمان آفریده است.( یعنی صفت انسان که بخصوص رحمت است دلیل بر صفت خودش خلیفه اله است) وگویای به ثنا و ستایش بر موجود ساتنش شد فرمود: لام- یآ- هآ- مآ- طآ و کل الفبا که در خط و نوشتن پنهان بود در تطقو گفتار از درون الف (از سر الف) آشکار ساخت.

زیرا “الف” طه و حم وطس از جهت نطق و گفتار موجود است ولی از حیث خط و نوشتن ظاهر نیست به جهت دلالت صفت بر آن پنهان اسو آن (فتحه- بم) صفت افتتاح حروف جود می باشد پس الف که از صفات منزه و دور است وصل کننده است بین ظاهر و باطن  دنیا و اخرت و از همه بالاتر وصل به عالم قرب و رضای او که الف جان مجرای رضای خداست. الف عدد ابجدش یک است.

ولی واجد است .درواقع واحد عدد نیست در حالی که عین عدد است و عدد به آن ظاهر می گردد برای فهم این طلب رأی ابن عربی در وحدت وجو نهایت اهمیت است. پس وحدت وجود چنانکه از این جمله بر می آید عبارت است از وحدت ایجاد است نه وحدت موجودات .وحدت کن است نه حدت الکون. پس واحد که رمز الله است نه عینیت ظهور. زیرا عدد که برابر عالم است و کثرات می باشد. به واسطه واحد که برابر (الله) است ظاهر می گردد و او را ظهوری جز در مرتبه تجلی لطفی ، آنچنانکه بنده محبوب گوش حق و چشم ق و …. که مصداق حدیث قدسی گفت سمعه و بره و یده… است می شود، نیست. انا لله وانا الیه راجعن.

پس واحد (رداو- لباس رو) است. بر اسم ات باریتعالی یعنی نام بارک مکون و مخزون احد.

عدد ابجد اسم مبارکه واحد ۱۹ و عدد ابجه اسم مبارکه احد ۱۳ است. هر دو رمز خلقت و ایجاد آفریش است.

پس هریک در تعریف خودشان به حروف مربوطه می آید. پروردگار عالم در خلقت انسانها در سوره مبارکه نساء آیه یک می فرماید: بسم الله الرحمن لرحیم. یا ایها الناس التقوا ربکم و الذی خلقم من نفس واحدة و منها زوجها و بت منها رجا لا کثیر و نساء.

ای مردم از پروردگارتان روا کنید همو که شما را از یک تن یگانه آفرید و همسر او را هم از جنس او پدید آورد .از آن دو مردان و زنان بسیاری پراکند.

ملک حرف الف حضرت اسرافیل علیه السلام است این ملک یکی از چهل ملک مقرب است که وظیفه اش میدن روح به مخلوقات و در قیامت سور اسرافیل را دمیده و همه خلائق زنده می شود این مالک عالم عرشی تا اسفل سافلین در تمام آنچه که پروردار عالم خلق فرموده سیطره دارد. و در تمام موجودات حتی کرات ، آسمانها و زینها انجام وظیفه می نماید. از جماد  نبات و حیوان و انسان و همهذات وجود. بنابراین همه موجودات به زبان حال می گویند.

ما سمعیم و بصیریم وهوشیم                           با شما نا محرمان ما خاموشیم

پس سعه وجودی ملکوت الف سر تا سر عالم و مخلوقین را الی یوم القیامة فرا گرفته است. پس الف قائم بر مقموم ملکوت است و سعه حرفی الف هم تمام عوالم و موجودات و مخلوقات را فراگرفته الی یوم القیامه. بنابراین مجلا و مجرای حقیقت کلام مبارک پروردگار عالم است که فرمود: انا لله و انا الیه راجعون.

در حقیقت مردن به معنی عدم هرگز نیست چون خداوند متعال که خود حی است و آنچه خلق کرده عین حیات است زیرا عدم را خلق نکرده است.

الف به ابجد صغیر عددش یک است. و در ابجد کبیر هم یک است. اما عرفان عدد یک همانطور که گفته شد الف مصدر همه حروف است و کل حروف و کل اسرار است. پس چون یک با حرف تشکیل شده از دو حرف (ی و ک) عدد ابجه (۱۰=ی)+ (۲۰=ک) برابر با عدد ۳۰ می شود. عدد ۳۰ برابر حرف لام است عدد جزء های قرآن ۳۰ است و ل از حروف واسطه و مجرای توحید است چنانکه در قرآن بعد از کلمه الف در سوره مبارکه بقره حروف مقطعه لام آمده است و آخر لام همان میم خوانده می شود.

پس لازم است گفته شود در مقام امیرمومنان علی (ع) است که ایشان مولای موحدین ۳۰سال بعد از تولد پیامبر اکرم(ص) بدنیا آمد و ۳۰ سال بعد از رحلت وجود مکرم ایشان زندگی کرد و در جان خانه توحید در بیت خدا بدنیا آمد و مولود کعبه نام گرفت کهد کلید باب توحید آقا و سرور و مولایمان اسد الله الغیاب مولای متقیان علی علیه السلام صلوات الله علیهم اجمعین است. جالب است بدانید حروف سی ۶۰=س+ و۱۰+ی برابر ۷۰ می شود. برابر حرف (ع) است که امیرالمومنین علی علیه السلام عین الحیات و عین اله است.

در حساب عدد ابجه کلمه الف عددش (۸۰ =ف و ۳۰=ل و ۱=ا برابر ااا) شد اما در جایگاه حروف الفبا که حروف در ۲۸ حرف عدد می پذیرد تا معنی خاص خود را نشان دهد (۱۷=ف و ۱۲= ل و ۱= ا برابر۳۰ ) می شود. خواننده عزیز اگر تا اینجای درس را بخوبی فهمیده باشید جایگاه حرف الف در اعداد تمام معانی خود را نشان می دهد. (یعنی عدد ۳۰) اگر خوب توجه کنید جان قرآن کریم همان الف است که به ۳۰ جزء ظهور دارد و به ۱۲۰۰ حزب نمایان می شود . ۱۲۰ برابر با نام مبارک و معظم علی (ع) با “یاد” مشدد و برابر حروف سین است (۱۴=ن و ۱۰=ی و۶۰=س برابر ۱۲۰ ) سین سر قرآن و قلب و میزان و جمع کننده اسامی طیبه است که خوانده می شوند آل یاسین صلوات الله علیهم اجمعین.

یک در اصل تغییر ناپذیر و تا حدودی دست نیافتنی است. دو عدد رمزی که در صفحات جلوتر اشاره شد که عددهای رمز قرآن هستند یعنی ۱۳ و ۱۹ هر یک باطنی از یک می باشند که در درس همان عددها خواهد آمد.جالب است بدانید حرف ل در حروف الفبا جایگاه عددیش برابر ۱۲ است که بروج آسمانها (۱۲ امام در برج آسمان ولایت در قران) و ۱۲ ماه سال و ۱۲ ساعت شب و ۱۲ ساعت روز است. و اگر عدد ۳=۲+۱ کنیم حقیقت طهارت است. کل شی حی من الماء در اصل عدد یک کامل و کل حیات را دربر دارد.

زیرا عدد حروف آب (۳=۲+۱) است در درس حرف ب توضیح کامل را خواهم داد. آب خود جان طهارت و حقیقت اربعین و مجرای سلم است و پایه حرف ل می باشد زیرا همانطور که نوشته شد که حروف عدد یک برابر عدد سی بود و حروف عدد سی (س+ی=۷۰ ) برابر عدد ۷۰ که برابر با حرف عین است اگر عین را هم به عدد ابجه بنویسیم می شود(۵۰=ن و ۱۰=ی و ۷۰=ع برابر ۱۳۰) مساوی کلمه سلم است که ریشه اسلام و بندگی خالصانه پروردگار عالم می باشد. پس هرکس باید منفرد شود.

به تجرد درونی برسد. یعنی از حیوانیت ها برهنه شود و از تکثر حروف خود به گنج الف وجودش برسد تا در ذیقعد جایگاه الف در مرکز خانه خدای وجودش یعنی دل به سلم یعنی ریشه دوستس و محبت به اهل بیت صلوات الله علیهم اجمعین و رضای خدا و به قرب او رسیده و تسلیم شود لذت حکیم می شود. عقل وجودش حاکم کشور جسمانی او می شود. تا حافظ حدود الله شود. همیشه در هنگام عبادت باید متوجه لا اله الا الله با ید باشیم پس ورود عبارت خالصانه با (لا) شروع می شود حرف لام همان مجرای توحید و از حروف نورانی است که جلوه دهنده الف بعد از خودش می باشد با حرف لا وارد عبادت خالصانه مولایمان می شویم.

تا به قرب اله خود که کسی نیست غیر از الله جل جلال شأنه وصل شویم بخاطر همین عبادت کننده زن یا مرد باید اول در خطیبه احکام قرار بگیرد (حرف ل) تا بتواند عبادت داشته باشد این اعمال بخاطر آنست که فقط (الف) وجود است که می تواند عابد معود صاحب الف باشد. زیرا ارتباط لام به الف رازی است که تنها برای آن کس آشکار می شود که الف را از خوابش بیدار کند و از سکون به الف وصل ظاهر شود تا گره لام را باز کند. در قرآن کریم ۴۰ سوره مبارکه با الف شروع شده است.

در سوره مبارکه حمد بعد از بسم الله آیه بعد با الحمد شروع شده است و آخرین سوره مبارکه قرآن ناس است که آخرین کلمه حق هم در قرآن ناس می باشد حروف کلمه ناس به عدد ابجد (الف=ااا=ناس) ااا است.و کلمه مبارکه نساء هم تنها سوره ای است که عدد ابجدش ااا می شود یعنی برابر (الف) است جالب است که کلمه نساء میزان و حروف ن+س+ا+ء+۹۰+۸+۶+۱۱۰+۱۱۱

الف وسط کلمه نساء میزان بین (نس) و (همزه) آخر است اگر الف را حساب نکنیم از هر دو طرف الف ۱۱۰ می شود و اگر الف از هر طرف با حروف آن طرف جمع شود (ااا) است. خانم دو عالم فاطمه زهرا سلام الله علیها سیده نساء العالمین است الهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.

اوست ام الائمه و ام المومنین .ام ابیهاست. و اوست که شیفته کبری است .اوست که به قول وجود مقدس امام عسگری علیه السلام که فرمود (نحن حجج الله علی الخلق وجد تنا فاطمه حجة الله علینا (اطیب السیان ج۳ص۲۲۵) ما بر تمام بندگان خدا حجت هستیم و مادر ما بر ما حجت است. پیامبر اکرم صل الله علیه و آله و سلم فرمود: فاطمه بضعت منی. و فرمود بهشت زیر پای مادر است.

در حقیقت حضرت اسراری را بیان فرمود که بضاعت پیامبر یعنی چه؟ در حقیقت وجود حضرت رسالت پناه(ص) خود ظرف الف است. که کلمه الف همان میوه هزار دانه می باشد که به الف خوانده می شود.

ظهور الف بضاعت آقاست. عدد بجد نام مبارک زهرا(س) برابربا ۱۰۰۰ است و حروف نام مبارک همان حروف زهرا است.

روزی در زمان حیات طیب ۵ نور مقدس در دنیا صلوات الله علیهم اجمعین از بهشت ظرف میوه ای جبرئیل(ع) آورد. که در آن سه میوه بود. اول انار بود که ایشان فرمود متعلق به حضرت رسول(ص) و حضرت زهرا(س) است. دوم گلابی یا امرود بود که فرمود متعلق به امیرالمومنین سیدالوصین صلوات الله علیهم اجمعین است. سوم یک سیب بود فرمود متعلق است به آقا امام حسن(ع) و اقا امام حسین صلوات الله علیهم اجمعین. منظورم از انار میوه ای است که به آن هزار دانه می گئیند. الله و اعلم.

و این جان میوه الف است. هر یک از حروف تهجی ۵ صفت اصلی دارد و در بعضی حروف صفت عارضی دارد. اما الف فقط صفات اصلی را داراست و احکام آن این چنین است. الف طبیعتاً از ترقیق و تفخیم مبری است زیرا حروف جوفی یا هوایی است و قائم به غیر می باشد. و اگر تکیه گاهی نداشته باشد مجرد صوت است. هرگاه الف بعد از یکی از حروف استفال قرار گیرد تر قیق مثل مالک- ایاک و اگر بعد از یکی از حروف عله قرار گیرد تفخیم می شود مثل قال-أراد. اولین صفت الف – انفتاح است تنها حرفی است که حرکت فتحه را به خود اختصاص و هرگاه قامت الف مستتر باشد حرکت فتحه جایگزین ان است.

اولین صفت الف سکون است . زیرا سکون پایه حرکت است و سکون مقدمه حرکت است. همانطور که گفته شد الف هیچگاه اول کلمه نمی آید. در وسط و آخر کلمات می آید. زیرا ابتدا به ساکن نداریم فقط مخصوص پروردگار عالم در ایام هفته . روز اول هفته شنبه است که در مفاتیح دعای روز شنبه و زیارت مخصوصش متعلق به پیامبر(ص) است. در اصل شنبه سکونی است که بقیه شنبه ها بعد از او به عدد ظاهر می شود. فلسفه می گوید سکون به عدد صفر است و صفر قوه پشت عدد است. و عدد زمانی کامل است که پشت آن صفر باشد. پس پشت یک همیشه صفر است. پس سکون هم برهانی است و هم ایمانی اشت.

پس حرکت فتحه بعد از فتح باب است از حال سکون و انوار حروف از آن فوران می کند و آثارش میوه و گل همان سکون در دنیا و آخرت جلوه می کند. در حقیقت کل مخلوق و کل عوالم همه زیبائیها از یک خداوندی که جان سکون و غیب الغیوب است ظاهر و مظهر و متجلی شده است. وحدت به کثرت و کثرت به وحدت . پس اهمیت در س را بعنوان عرفان توحید و بنده شدن ظاهر می کند.

الف در قیامت قلم

پروردگار عالم در ۶۸ سوره قرآنش درس قلم را به انسان می دهد. و در اول این سوره مبارکه بعد از بسم الله قسم یاد فرموده و به نون قلم خلقت که ملکی است که جوهر نون که آن هم ملکی است در آن ساکن شده تا در لوح محفوظ و لوح عالم انچه پروردگار عالم اراده و مشیتش قرارگرفته ظاهر شود سطر نماید فرمود ن و القلم و مایسطرون. نون سوگند به قلم و آنچه می نویسد. مولف در واقع گنج الف خود را آشکار می سازد و خود قلم می شود.

جالب است که ۶۸ عدد ترتیب سوره است اگر ۱۴+۸+۶ جمع شوند ۱۴ می شود که جایگاه عددی حرف ن درالفبا ۱۴ است و عدد ابجدش ۵۰ است اگر۵=۴+۱ جمع عددها شود ۵ می شود که تمام حروف با این جوهر که بضاعت قلم است بسته می شود. و عدد ۶۸ برابر کلمه حس است که در وجود انسان ۵ حس داریم و با احساس به حقیقت طعم زندگی دنیا و آخرت پی می بریم.

هر انسانی در حقیقن زندگی عمرش قامت انسانیش قلم است و جوهر انسانیتش نون . پس در تمام لحظات زندگی اش از زمانی که در صلب پدر و رحم مادر است تا بظهور نوزادی و طفولیت که بالفطره نفسش سفید و پاک و معصوم نوشته می شود و در گنج الف وجودش خالق مهربان همه لطفها را به او بالقوه می کند. اما از زمان سن بلوغ و انجام وظیفه بندگی و تکلیف انسان با اراده و عقل و خواست خود بر لوح زندگی می نویسد و دو ملک مکرم کرام الکاتبین تمام عملها را ثبت و لوح را محفوظ می دارند. د رقبر و قیامت امر می شود بخوان کتاب تکلیف خود را که در کف نفس آورده ای. اقرأ کتابک کفی به نفسک.

پس انسان باید بکوشد تا به گنج وجود خود وتوانایی های بالقوه خود برسد و از آن بهترین استفاده کند و روز پس دادن تکلیف در قبر و قیامت رو سفید باشد. تا آن عالم حسرت نخورد. چون آنجا باید جواب تمام این حروف و کلمات را بدهد. که چگونه سطر کرده است چون میوه هزاردانه اش از الف وجودش ظاهر می شود. خداوند متعال در سوره مبارک یس( آیه…) فرمود: نکتب ماقدمو و آثارهم. می نویسم اعمال شما را و نویسم آثار عمل شما را چون آثار شما است که بهشت را ظاهر می کند یا جهنم.

در کتاب تعریف حرف الف ختوم و اکار بقلم حجة الاسلام سید محمد تقی مقدم نویسنده معاصر (ص ۱۰)

الف قطب حروف است و مقام عرشی دارد و از سر دسته حروف اوفاق است زیرا عدد آن یک و شماره تلفظی آن ااا می باشد و به قول مشائین از واحد جز واحد صادر نمی شود. پس الف را آفرید .

امام صادق علیه السلام فرمود: الصورة لانسانیه و هی اکبر حجة عل خلقه و هی الکتاب الذی کتبه الله بیده، صورت انسانی آن بزرگترین حجت خداوند است که آنرا خداوند بدست(قدرتش) نوشته و اشراقین می گویند الف وجود مطلق استو در جمیع موجودات حرفیه با اعتبار مختلفه از حیثیتی ساری باشد. تحقیق از مولف در ابجد ریشه و پایه و اساس علوم عالم در حروف و اساس حروف، عداد ابجد می باشد که آن روح تمام حروف زانها و اعداد است زیرا هر حرفی که بهم می رسد آینه موجودات ، تمام اعداد محمول واحدند(یکند) و ترکیب جمله اعاد از یکست .حرف باء عددش ۲) است و ج عددش (۳) است و د عددش ۴) است.

جالاست که حروف (ابجد) و (هوز) و (حطی) که عددشان تا ۱۰ می رسد جایگاه عددی آنها در الفبا و عدد ابجدشان یکی است. اگر اعداد یک را با عدد دو و با عدد ۳ و عدد ۴ را با هم جمع کنیم می شود (۱۰) در اصل بقیه اعدا عشرات(۱۰) و مآت(۱۰۰) و الوف(۱۰۰) همه روی همین ۴ اصل عدد اس و هرگاه ۱۰ و ۱۰۰ و ۱۰۰۰ را صفرشان را برداریم همان یک می شود. و ر زیبای آن اینست که کل این سر در عدد ۴ روی ده یعنی (۱۴) جلوه دارد. یعنی همان دست یدالهی(عدد ابجد یک میشود ۱۴) یدالله فوق ایدیهم دست خدا بالاترین دستهاست. در عدد ۱۴ اگر (۵=۴+۱) عدد پنج می شود پس سر ۵ هم یک است.

الواحد لا یصدر الا الواحد وحدت . (کل حروف کل عدد)

اما کمال در کثرت ساجد شدن عبد است در خدمت و بندگی مولای خود. چنانچه در بالاترین و بزرگترین و مهمترین تکلیف نماز انسان به قیام و شروع نیت در قلب و گفتن الله اکبر تکبیرة الاحرام وارد کثرات و اعمال نماز می شود تا به نهایت که به سجده می رود. در سجده واقعی کل احوال در کمال بندگی نتیجه می گیرد تا با ذکر سبحان ربی الا علا و بحمده از حالت حیوانی به کمال انسانی تعالی پیدا کند.

بنابراین سجده واقعی (یعنی اطاعت خالصانه) جواب شکر همه کثرات نعمتها و تکالیف است به وحدت قر ب و رضای خدای مهربان پس قامت الف در حالت سجده به ص یعنی چشمه رحمت عرشی قامت شود. قامت هنگامی است که انسان مثل یک درخت تنومند آنقدر ریشه های خود را در خاک فرو می برد تا به یک سفره آبی می رسد (ص) وجود آنگاه دیگر احتیاج به آبیاری ندارد پس دائم رشد کرده و خود را با بالا می کشد آنگاه قامت می شود. پس انسان باید با اطاعت به الف یعنی گنج وجود خود برسد تا حکیم شود.

اشاره ای دیگر به تفسیر الف از کتاب ختوم اذکار(ص۱۶)، الف برابر اذلیت و ابدیت و احدیت ذات مقدس کبریایی دلالت دارد که به احدیت ذاتی حی و قدیر و علیم و خالق و جاعل است که لا اله الا الله وحده وحده وحده (در صفات ثبوقیه ذاتیه به تکرار وحده و وحدانیت اوو دلالت دارد بینشان الف دلالت دارد.

اولین حروف مقطعه در اول سوره مبارکه بقره شروع شده است. یکی از پر اسرارترین کلام پروردگار عالم است به پیامبر بزرگوارش (ص) آلم. در حرف الف (ا.ل.ف) است. الف جامع جمع حروف است و در این کلام مبارک (اول) در هر دو کلمه است. اما در الف حرف (ف) است ولی در ا ل م (حرف م) در جان معنا شاید اینطور باشد که عدد ابجد حرف (ف=۸۰) است. عدد ابجد حرف (م=۴۰) یعنی حرف (فا) دو برابر (م) است که پروردگار عالم جزئی از الف را ظهور داده است (در حرف میم) و در اسرار بقیه حروف مقطعه عددشان در (الف=هزار) الف قرار دارد.

۱- صفت استفال :

کلمه استفال یعنی طلب پایینی کردنبه سفل رسیدن پروردگار عالم بر بندگانش منت گذاشته که انسانها بتوانند خلیفه او شوند. او را صدا بزنند. عبادتش کنند و جالب است که با صفت انفتاح الف باب الفتوح باز شدن راه به اعلا رسیدن رابه انسان عنایت فرمود. انفتاح از باب انفعال یعنی پذیرش پیدا کردن ، تأثیر پذیری. این گونه می توان گفت که ذره ای نیست که در این دنیا بیاید و از باب انفتاح بی نصیب باشد.

۲- صفت دیگر الف صمت است. ظاهراً در ماه رمضان در وقت افطار دعایی می خوانیم به این مضمون . اللهم لک صمت و علی رزقک افطرت و تقبل منا انک انت السمیع العلیم. خدایا برای تو روزه گرفته ام و برای تو افطار می کنم تو قبول کن از ما که تو بهترین عالم دانایی صمت مقام عالی روزه است. زیرا روزه ظاهر که نخوردن از مواد غذایی است امساک است اما روزه قلبی که تمام عالم وجود در آن روزه هستند یعنی عبد بودن خالصانه بای پروردگار عالم و گناه و تفصیر نکردن قلبی و نفسی و جسمی است.

پس الف وجود دائماً صفت صمت دارد و متذکر به ذکر خداست. چون خود مجرای و رساندن رحمت رحمانیت و رحمیت است به تمام مخلوقات الی یوم القیان.

همانطور که قرآن کریم حجت صامت پروردگار عالم است به تمام انسانها الی یوم القیامه. و این حجت بر قلب مبارک پاکترین و با لیاقت ترین مخلوق پروردگار عالم بنام اشرف انبیاء و اولیاء نازل گردیده است که حقیقت صمت است. جالب است بدانید نکته مولف از نظر جایگاه حروف در الفبا حروف رمز آلم اولین آیه سوره مبارکه بقره حرف الف در جایگاه حروفی می شود (۱۷=ف و ۱۲=ل و ۱=ا) رویهم می شود ۳۰ که همان عدد ابجد (ل) است . حروف لام در جایگاه حروفی می شود (۱۳=م و ۱=ا و ۱۲=ل) رویهم می شود ۲۶ و حروف مبهم در جایگاه حروفی می شود(۱۳=م و ۱۰=ی و ۱۳=م) رویهم می شود ۳۶ .

وقتی این سه عدد را با هم جمع کنیم (۹۲=۳۰+۲۶+۳۶) رویهم برابر می شود با اسم مبارک محمد صلی اله علیه و آله و سلم. و عدد ابجد به صورت بسیطی این سه حرف رویهم می شود(۱۱۱=الف+لام=۷۱+۹۰=میم) رویهم می شود ۲۷۲برابر می شود با عدد ابجد حروف مقطعه آلمرا در جمع عددی می شود(۱۱=۲+۷+۲) برابر کلمه مبارک هو و حج می شود اینگونه صفات راه را برای بندگی صاحب ظهور می دهند.

حرف قرآن را مدان که ظاهر است                             زیر ظاهر باطنی بس باهر است
زیر آن باطن، یکی بطن دگر                                    خیره گردد اندر او فکر و نظر
زیر آن باطن یکی بطن سوم                                    کاندر او گردد خردها جمله گم
همچنین تا هفت بطن ای بوالکرم                               میشمر توزین حدیث معتصم

۳- صفت الف سکون است

حقیقت کل صفت است سکون است در صورتیکه بخواهد اول حرف ظاهر شود. سکون همانطور که در کتاب عرفان آب آمده است.(مراجعه شود) اصل حقیقت هر چیز در سکون ظاهر می شود و جایگاه همه مخلوقات از نظر ظهور از نظر مقام و منزلت در سکون جلوه می کند. همانطور که در اول همین درس هم گفته شد ۶ صفت را دارا می شود که جلوه صفات ذاتی الهی است.

۴- دیگر صفت الف اگر بصورت همزه باشد جهر است یعنی جوهر صدا بیرون می آید و بصورت بلند خوانده می شود و صفت مجهوره یعنی جهر شده مجتمع در کلمات (نغز- قطع- ابیض- ظل- جذر و مد) می نامند زیرا سبب قوت به بلندی و آشکار ادا شده مانع جریان نفس می گردد.

۵- از صفات الف که در همزه ظاهر می شود شدت است یعنی قوت آواز و سخت گفتن مخصوصاً وقتی الف بصورت (آ) می آید در دستور زبان عرب می نویسند وقتی یک همزه ساکن در همزه مفتوحه ادغام می شود حرکت مد گرفته و شدید می شود (ئ أ) ادغام می شود. (آ) مثل ء أ من می شود آهن مجتمع در کلمات أجدت طبعک(حالت را نیکو کردی یا بطن خود را بخشیدی) را شدیده نامند.

صفات همزه ۷ است. یکی مخصوص همزه صفت نبر است و بقیه صفات کفته شده در باره الف را هخمه همزه داراست.

پس الف آنگاه که صفت نبر یعنی برندگی را به او دادند همزه شد و همزه الف را از سکون به عالم حرکات آورد و صدا از همزه آغاز شد.

عددابجد همزه(۵۷=ه – م – ز- ه) است و جایگاه عددیش ۳۰ می باشد. یعنی (۳۰=۵-۱۳-۷-۵) عدد ۳۰ همانطور که گفته شد برابر دو حرف (ی + ک) می باشد یعنی یک عدد برابر ابجد حرف الف بود. همانطور که در اوایل درس قسمت عرفان عدد الف نوشته شد. پس همزه با تمام کلمات کار می کند و حرکتها و صداهای مخصوصشان آواز خوش حروف به صورت نطق عقلی ظاهر می سازد.

همزه را از حروف لفظی می نامند، زیرا از مراتب تمام مراتب را دارد. پس چون بر تمام حروف و اصوات از نظر ظاهر و باطن غلبه دارد وی را مجموع عالم حروف و مراتبشان می باشد و آن نه در آنهاست و نه از آنها بیرون است. نقطه دایره و محیط آن است و مرکب عوامل و بسیط آنهاست. ملک حرف الف است، از آنجا که هر حرف ملکی دارد و ملوک حروف صور خاص خود ر ا بصورت معنا ظاهر و اثر گذار و تاثیر پذیر می کنند .

بنابراین ملک این حرف حضرت اسرافیل است ملک مقرب که مامور به دمیدن روح در تمام مخلوقات است و مامور دمیدن در صور اسرافیل در قیامت است این ملک که سرش به عرش الهی و پایش در سفیل ترین نقطه خلقت و بالهایش که همان جناح هایش می باشد تمام شرق و غرب عالم را فرا گرفته ، چنانچه نقطه ای نیست وجود این ملک نباشد همانطور که در بدن ما هر روز میلیونها سلول بدنیا می آید این ملک در باطن قامت الف حیات جاویدان آنرا ظهور داده. در حالیکه در عالم سر این ملک مقرب از وجود الف خلق شده است و در خدمت الف است الی یوم القیامهو الله و اعلم فی سر المکنونات فی اوله و آخره.

الف در حروف عله :

در ادبیات عرب ۳ حرف هستند که به آنها حروف عله یعنی مریض می گویند. اما من فکر می کنم کنایه است در صورتیکه این حروف حکیم هستند و خود کلید اسرار اصلاح امور کلمات و حتی حرکاتند. باری تصمیم به تعریف کامل این درس نداریم اما برای حرف الف کاربرد آن ویرایش را تا حدودی اشاره می کنیم مثلاً در کلمه “یکون” و کلمه ابجای امر حق کن یکون در حالیکه ریشه فعل کون می باشد حرکات مفتوحه روی هر حرفی نماینده حروف دیگر است و هر کدام زمان و حالت و جایگاه خود را مشخص می کنندو در مقام امکان یعنی شدن انجام کاری.

حرکت فتحه روی واو بخاطر حرکت فتحه ما قبلش و او قلب به الف می شود یعنی کون می شود کان حرف الف بین دو حرکت (ک) و( ن) جایگزین دو فتحه است که در این دنیا ما کان و مایکون و کاین جزء انقلامات حرکتی این حرف می شود. اما وقتی امر از پروردگار عالم حکیم الحکما می آید می فرماید کن. شو . حرکت ضمه روی کن نشانه این است که یک واو در تقدیر بوده است. پس امر از خالق سبحان دیگر اعلال نمی خواهد و کلمه سالم ظاهر می شود. پس الف حکیم حروف است.

تعریف الف وصل

در قرآن کریم در بیشتر کلمات که با الف و لام ظاهر شده اند در وصل به کلمات دیگر مثل حروف های شمسی و قمری الف هایی گذاشته شده که نوشته شده است ولی خوانده نمی شود. در اصل در قرآن کریم ۴ حرف است که نوشته شده است ولی خوانده نمی شود. حروف والی یعنی (و ا ل ی ) بخاطاینکه در موقعیت استفاده این حروف حرکت بر روی آنها نمی آید بنابراین این حروف خوانده نمی شوند.

در مورد الف: الف را در بیشتر مواقع الف وصل می گویند مثل اهدنا ‘ا’ ‘ا’ لصراط ‘ا’ لمستقیم. در این جمله سه الف وصل وجود دارد که نوشته شده ولی خوانده نمی شود. راستی تا بحال فکر کرده اید چرا؟……

در واقع کلمه ولی یعنی دوستی، محبت، ولایت هم یعنی سروری. قیمت و احاطه قلبی احاطه وجودی از ولی زمان صلوات الله علیهم اجمعین. پروردگار عالم که در آیت الکرسی سوره مبارکه بقره (آیه ۲۸۵) می فرماید الله ولی الذین آمنو یخرجهم من الظلمات الی النور. ولایت دیدنی نیست همانطور که دوستی واقعی دیدنی نیست. محبت دیدنی نیست.

شاید سر اینکه حروف والی نوشته می شوند و خوانده نمی شوند اینکه ولایت مطلقه پروردگار عالم ظهورش در ولایت معصومین صلوات الله علیهم اجمعین است و باطنش جان قرآن پس این سر را باید درک کنیم و بفهمیم و با کلام و زبان نمی توانیم توجیح کنیم باید ایمان قلبی داشته باشیم و ایمان قلبی و محبت هرگز دیدنی نیست پس ولایت امتحان خلوص هر بنده ای است. پس در قرآن هم نام مبارک ۱۲ امام معصوم صلوات الله علیهم اجمعین بظاهر نیامده و نام مبارک خانم فاطمه زهرا سیده نساء العالمین صلوات الله علیهم اجمعین هم نیامده فقط نام مبارک پیامبر بزرگوار محمد صلی اله علیه و آله و سلم ۴ بار آمده. همانطور که در اوایل همین درس سر عدد یک را نوشته ام.

تکرار ۴ بار در قرآن کریم هم سر کل اسماء ۱۴ معصوم صلوات الله علیهم اجمعین است. همانطور که در تعریف الف گفته شد. مقام الف مقام کنز و وصل کننده و موصول ، گنج مخلوقاست و حروف است. پس در تغییرات علت و معلول حکمت کلمات و حروف را ظاهر می کند. در قیامت پروردگار عالم حساب بندگانش را تک تک رسیدگی می کند و برای او هیچ گونه سختی ندارد چنانچه خود را سریع الحساب می نامند. در دنیا هم پروردگار عالم در سوره مبارکه زمر آیه مبارکه می فرماید خلقکم من نفس واحده ثم جعل منها زوجها. او شما را از نفسی واحد آفرید. سپس زوجش را از (نوع) آن پدید آورد.

پس خلقت از یک نفس خلق شده است و هر نفس در دنیا مسئول تکالیف خود است و خود در رهن اعمال خود قرار می گیردو باید جوابگوی اعمال خود باشد. جالب است که انسان در کثرات اعمال باید دائماً متوجه خدای یکتای خود باشد فقط برای او عبادت کند و فقط از او کمک بخواهد. ایاک نعبد و ایاک نستعین. از شرک و نفاق بپرهیزید. ما شیعیان اعتقاد قلبی به خداوند احد و واحد و بی همتا داریم لا اله الا هو لا اله الا الله . دین ما دین برگزیده پروردگار عالم اسلام است. سوره مبارکه آل عمران (آیه مبارکه ۱۹)ان الذین عندالله الا سلام و ما اختلف الذین اوتو الکتاب الامن بعد ما جائهم العلم بغیا بینهم و من یکفر بایات الله فان الله سریع الحساب.

در حقیقت دین در نزد خدا همان اسلام است و اهل کتاب در آن اختلاف نکرده اند مگر پس آنکه به حقلنیت آن پی بردند آن هم بخاطر حسد و رقلبت میان خویش و هر که به آیات خدا کافر شود(بداند که) خدا سریع الحساب است.

کتاب آسمانی ما بالاترترین معجزه پروردگار عالم است. زیرا تمام کتابهای آسمانی کتاب الله است اما قرآنعزیز ما هم کتاب الله است و هم کلام الله. همانطور که می دانید به فرموده روردگار عالم در کتاب تورات و انجیل دست برده شده اما قرآن چون کلام خالق است هرگز مخلوق در آن نفوذی ندارد. و در چندین آیه پروردگار عالم تا قیامت قرآن را به مسابقه گذاشته و فرموده هرکس بتواند آیاتی مثل قرآن بیاورد او می تواند ادعا داشته باشد و پروردگار عالم فرمود ما خود حافظ قرآن هستیم.

پیامبر بزرگوار (ما کان محمد(ص) ابا احد من رجالکم و لکن رسول الله خاتم النبین و کان الله بکل شیء علیما سوره احزاب آیه ۴۰) محمد مصطفی صلی الله علیه و آله پدر هیچ یک از مزدان شما نیست و لیکن فرستاده خدا و خدا داناست. سید المرسلین و خاتم النبین است. و مقام نبوت او که هم نبی است و هم امام است و هم ولی است و هم رسول. حبیب الله او در سر حقیقت خلقت اول مخلوق و سر او حقیقت محمدی است صلوات الله علیهم اجمعین . اهل بیت او برگزیده پروردگار عالم است که در مقام اهل بیت محترمش در سوره مبارکه احزاب آیه(۳۳) فرمود: انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرهم تطهیرا.

اینست و جز این نیست که پروردگار عالم اراده فرمود آلودگی را از شما اهل بیت بزداید و شما را کاملاً پاکیزه گرداند. و خداوند پیامبر بزرگوارمان را در قرآن سوره مبارکه احزاب آیه ۲۱ اسوه حسنه می نامند. و عجل فرجهم اللهم صل علی محمد و آل محمد

لقد کان رسول الله (ص) اسوه حسنه لمن کان یرجوا الله و الیوم الاخرو ذکر الله کثیراً. قطعاً برای شما در (رفتار) رسول خدا سر مشقی نیکوست. برای کسی که به خدا و روز واپسین امید دارد و خدا را فراوان یاد می کند. و فقط در مقام پیامبر بزرگوار پیامبر بزرگوارمان پروردگار عالم ذکر صلوات را امر فرمود.

سوره مبارکه احزاب آیه مبارکه ۵۶ ان الله ملائکته یصلون علی النبی یا ایا الذین آمنو صلوا علیه و سلموا تسلیما.

بی گمان خدا و فرشتگان او بر پیامبر درود می فرستند. ای کسانیکه ایمان آورده اید بر او درود فرستید و سلام گوئید سلامی (شایسته و تسلیم فرمان او باشید) و خداوند درباره اش فرمود. هو الذی یصلی الی النور و کان با المومنین رحیماً.(سوره مبارکه احزاب آیه ۴۳) اوست که بر شما درود می فرستد و فرشتگان او نیزه تا شما را از تاریکی ها یه سوی روشنائی بیرون آورد و او به مومنان مهربان است.

وجود مقدس امیرالمومنین علی بن ابی طالب سید الوصین صلوات الله علیهم اجمعین سید اوصیاء نبین است. و وجود مقدس امام اول ما شیعیان است. اوست که مولا الموحدین و مولای متقیان است. اوست که قسیم النار و الجنه و اوست که میزان و صراط حق است. حروف مقطعه قرآن را بدون تکرار نوشتند و به صراحت ظاهر شد . صراط علی حق نمساکه. او اول شهید محراب و اول مظلوم عالم و اول کسی است که بصورت علنی دین اسلام آورد. اولین مردی است با پیامبر بزرگوار(ص) نماز بجا آورد.و اول کسی است در راه حق جهاد کرد. و تنها کسی است که هم کفو و همسر دختر پیامبر فاطمه زهرا صلوات الله علیهم اجمعین است. او تنها کسی است مقام امیری در عالم داردو او صاحب ذوالفقار است. لا فتی الا علی لا سیف الا ذوالفقار. و او پدر یازده فرند معصوم صلوات الله علیهم اجمعین است.

خانم دو عالم فاطمه زهرا(س) سیده نساء عالمین او که قره عین نبی و بنت محمد مصطفی (ص) و عطیه عالم در وجود مقدس ۱۴ معصوم صلوات الله علیهم اجمعین ۱۳ نور مقدس آقا هستند. فقط یک خانم است که وجود مقدس ۱۴=۱۳+۱ می شود عدد یک برابر الف و عدد ۱۳ جایگاه (م) می شود ام=م+ا (۱۴=۱۳+۱) ایشان ام الائمه . ام المومنین است وجود مقدس تنها فرزند پیامبر اکرم (ص) بعد از مبعوث شدنشان است. و ایشان مادر یازده فرزند معصوم صلوات الله علیهم اجمعین و همسر هم کفو امیرالمومنین لی علیه السلام است او که در مقامش پروردگار عالم سوره مبارکه کوثر نازل فرمود. و ایشان تنها عطیه عالم نامید.

انا اعطیناک الکوثر. نام مبارک قرآن کوثر است. اطمه (س) حقیقت آن و نام مخصوص او که فاطمه (س) که پروردگار عالم فرمود من فاطر هستم و من نام فاطمه را از نام خود گذاشتم. وجود مقدس واسطه خلقت تنها کسی که پروردگار عالم قبل از خلقتش او را امتحان کرد و او قبول شد و او صابر بود. وجود مقدس خانم باطن اسم نساء است. پیامبر بزرگوار (ص) می فرماید فاطمه بضعه منی. فاطمه پاره تن من است این معنای ظاهری ولی عمق معنی اینست که فاطمه بضاعت من است او خود ظاهر گنج الف است فاطمه میوه (الف) هزار دانه الف است. وجود مقدسش همانطور که در کتاب آب نوشته ام(مراجعه شود) حقیقت وجودش حقیقت آب. خداوند مهربان در قرآن فرمود: کل شی حی من الماء. در ظاهر آب مهریه اوست.

امام حسن علیه السلام صلوات الله علیهم اجمعین وجود مقدسش سبزپوش آل پیامبر سید جوانان بهشت است. وجود مقدس آقا اکبر اهل بیت پیامبر صلوات الله علیهم اجمعین است. و ایشان نتیجه زحمات پیامبران از حضرت آدم علیه السلام و او صیانشان تا وجود قدس پیامبر اعظم رسول اکرم(ص) و حضرت علی (ع) و فاطمه زهرا صلوات الله علیهم اجمعین یعنی بوجود آقا امام حسن علیه السلام در خت طیبه که در کتاب مبارک قرآن آمده است. شجره طیبه اصلها ثابت و فرعها فی السماء. بزی خود را جلوه داد و شاخه و برگ ولایت داد و روی این سبزی هاست که گل و میوه ظاهر می شود زیرا ادامه شاخه سبز گل می شود و گل میوه پس حسین صلوات الله علیهم اجمعین است یعنی امام حسن و امام حسین علیه السلام زیرا ذریه های معصوم در بطن امام حسین است که همان نه ذریه است.

در قرآن کریم تمام اعمال و افعال و احکام و خلاصه زندگی سالم در دنیا و آخرت را به حسن تعریف می کند. مثل اینکه می فرماید از خداوند مهربان بخواهید ربنا اتنا فی الدنیا حسنه و فی الاخره حسنه و قنا عذاب النار (آیه ۲۰۱ سوره بقره) پروردگارا در دنیا به ما بهره ای نیکو که خوشایند توست و در اخرت نیز بهره ای نیکو که خود می پسندی عطا فرما و ما را از عذاب آتش دوزخ نگهدار. پروردگار عالم برای وام دادن به کسی می فرماید. در سوره مبارکه انعام پروردگار عالم می فرماید: و جاء بالحسنه عشرا مثالها.

اگر با خود عمل حسنه (تا دم قبر) بیاوری ده برابر پاداش می دهیم خیلی معنی دارد. با عرفان درس الف که گفته شد عدد ۱۰ را مطالعه کنید یعنی همه نعمتها را بتو می دهم و در اخر مجرای حسن یعنی الف وجود باید سالم به آخرت منتقل شود تا میوه ۱۰۰۰ دانه آنجا بدست ما برسد. یعنی عمل باید سبز بماند. بهترین عمل نماز است مجرای نماز الف عالم وجود است یعنی امام زمان صلوات الله علیهم اجمعین. انسان در سجاده عبادت با نماز به امام خود وصل می شود. اینجا لازم به توضیح است که تمام عالم از سر تا سفل واسطه الف وجود است.

در این مجرا که انا الله و انا الیه راجعون است. تمام روزی و تمام اراده و مشیت پروردگار عالم و تمام برکات و السماء الحسنی و عنایات تجلی و ظهور دارد. این باطن که مجرای وحی نامیده می شود واسطه رزق واسطه به پروردگار عالم است که در واقع وجود مقدس آقای امام زمان صلوات الله علیهم اجمعین است این باطن (حسن علیه السلام است) و آقای ما وصی الحسن صلوات الله علیهم اجمعین است در این باطن که حقیقت طهارت است و حقیقت آب است و حقیقت تربت است و مجرای توحید است که عالم همه مجرا و مجلی است.

اینجا محل تسبیح است. یسبح لله ما فی السماوات . الارض. پس مجرای سبحان است. تنزیه است. مجرای تسهیل است یعنی عبادت برای لا اله الا الله است. یعنی حمد پروردگار عالم و مجرای تکبیر الله اکبر است. در این مجرا طهارت محض است. آن وجود نازنین امام زمان است مطهر و طاهر محض. پس ان عزیزان بصورت ظاهر هرگز بدون وضو و بدون غسل نیستند یعنی در باطن خودش وضو است و خودش غسل است و خودش آب طهارت و خودش عین تربت تطهیر است.

پس اگر ما بخواهیم وصل به این مجرا بشویم باید با وضو باشیم باید غسل کرده شویم زیرا مانعهای الف وجودمان باید برداشته شود تا با الف وجودمان که خدای مهربان به ما منت گذاشته داده که گنج انفال ماست. با او وصل می شویم. انفال همان حروف الف است گنج خدادادی. ما حیوانیت داریم و ما به شرف السلام تطهیر شدیم و با احکام اسلام و قرآن عزیز به طهارت رسیدن و وصل شدن به خلیفه خدا حجت خدا بواسطه این عزیزان به پروردگار و رب مهربانمان وصل می شویم همانطور که وضو و غسل ما باطل می شود

دوباره باید تکرار کنیم و طهارتمان را بدست بیاوریم. غفلت و گناه بر ما احاطه دارد. باید بکوشیم دائم الوضوا باشیم. دائم الغسل باشیم. دائم الذکر باشیم پس نتیجه همانطور که گفته شد باید سبزی انسانیت را به آخرت منتقل کنیم تا آیه مبارکه برای ما معنی شود. و جاء بالحسنه عشرامثالها . وجود مقدس آقا امام حسین علیه السلام.

ایشان هم همان حسن علیه السلام است. وجود مقدس ایشان در یک شهر است. سید الشهدا کسی که در این دنیا باب طهارت الف وجود ما را از باطن به ظاهر می آورد. یعنی عین ظاهرمان را به طهارت الف باطن خود ما شستشو می دهد و ما را عین پاک به آن دنیا منتقل می کند. یعنی انسان به تبعیت آقا امام حسین علیه السلام در میدان جنگ قلب به میم می شود. یعنی غسل نمی خواهد و کفن نمی خواهد نماز نمی خواهد. چون خودش به نماز واقعی رسیده است یعنی خود به الف وجود رسیده و مولفه دیگران شد. کاملتر در کتاب عرفان اربعین نوشته شده است. آقا ابا لحسن علی بن الحسین علیه السلام مقام سید الساجدین است.

امام ابا جعفر باقر علم النبین صلوات الله علیهم اجمعین شکافنده علوم و سید عالمهای علوم و سید شکافننده علوم است. او کسی است که را به گنج وجود رسیدن خودمان را به ما آموخت و شاخه های علوم را باز کرد. و علم نافع را که تا قیامت علم که نور است از ما جدا نشود به ما آموخت.

ابا عبد الله جعفر صادق صلوات الله علیهم اجمعین سید الصادقین و وصل کننده انوار شعاع صدق به تمام صادقین. رئیس مذهب شیعه. مجرای صدق همان الف وجود است. یعنی وجود مقدس راه وصل شدن به الف وجود را که مجرای صدق است ظاهر کرد و ما را به عروج به مخزن صدق رسانید.

امام ابا الحسن ابا ابراهیم موسی بن جعفر عزیزما این که لقب و اسم دو پیامبر را دارد. موسی علیه السلام ایشان ابا ابراهیم است به یک معنی عرب می فرماید زینب حضرت ابراهیم است. در این دنیا که همه ما در (یا) ی انتخاب هستیم باید با مدرک موسوی از دنیا برویم. زیرا کلمه موسی یعنی از آب گرفته شده آن هنگام که بدن ما در تابوت روی موج دریای دنیا روی دستها می رود آنگاه باید مدال موسوی بگیریم تا امام موسی بن جعفر الکاظم صلوات الله علیهم اجمعین ما را از آب دریای دنیا گرفته و به ساحل نجات دار السلام نزد پدر بزرگوارش ببرد.

انشاء الله باید به لقب مبارک ابا ابراهیم او وصل شویم تا شیعه واقعی او باشیم زیرا همانطور که می دانید آتش غضب کافران و نمرودیان برای ابراهیم برد وسلا ما شد یعنی خنک و آرامش بخش شد و در نهایت گلستان شد و به رضای خدا رسید. اما ما در این دوره آخر زمان باید بدست مبارک آقا ابا ابراهیم آتش غضب پروردگار عالم دنیا و آخرت باید به برداً و سلاما برسد و با شیعه و محب شدن به این عزیزان به رضای خدا برسیم.

پس از وجود مقدس آقا امام و مولایمان موسی بن جعفر الکاظم صلوات الله علیهم اجمعین پروردگار عالم دو بال ملکوتی به شیعیان می دهد. تا به مجرای توحید و بندگی همان گنج الف برسیم تا از زندان نفس قبل از اینکه به زندان قبر برویم پرواز کنیم تا به عالم قرب و لقاء الله با رو سفید برسیمو انشاء الله الهم ارزقنی.

وجود یک آقا ابا الحسن علی بن موسی الرضا المرتضی صلوات الله علیهم اجمعین ثامن الائمه. تمام باطن الف، حقیقتی قیمتی دارد که با هیچ ارزشی قابل مقایسه نیست. ثامن ریشه اش ثمن است یعنی گرانبعای گرانبهاها. ارزشی که با آن میتوانید بهشت را بخرید و آن ثمن رضا است. بابی انت و می و نفسی و مالی و اولادی.

رضا محور، مجرای الف است چنانچه همه مخلوق ب رضای او خلق و ظهور شده اند و مخلوق فقط بوسیله رضای خدا به قرب او می رسد. جالب است که بگویم در ۲۵ ذیقعد پروردگار عالم اراده و مشتش قرار گرفت به خلقت حقیقت باطن الف مجرای رضای خود در دنیا که خلقت خشکی است روی آب. اینجا زیر خانه خدا است و خشکی در اینجا متولد شد و حوالارض شد. از اینجا خشکی بر تمام کره زمین به امر او کشیده شد.

نام خشکی ارض شد. عدد ابجد کلمه ارض (۱۰۰۱) است برابر اسم مبارک رضا(ع) چون حروف رضا برابر حروف ارض. این نقطه شد قبله و این جایگاه شد بیت الله کعبه. اینجا جایی است که تمام بندگان باید رو به این قبله کنند تا عباداتشان قبول شود و مخصوص نماز چون جان این قبله رضاست و روح آن علی مرتضی صلوات الله علیهم اجمعین مولود کعبه جان این باطن همان الف اسرار است.

و این جایگاه امام زمان صلوات الله علیهم اجمعین که او حقیقت نماز و امام نماز و واصل کننده عبادات بندگان به خدا پس عمل اگر بخواهد به رضای خدا برسد باید به امام زمان صلوات الله علیهم اجمعین باشد. این حقیقت ثمن است و این همان مقام یک استو در مقام علی بن موسی الرضا صلوات الله علیهم اجمعین(کامل درس در عدد ۸ می آید). وجود یک امام نهم ابا جعفر محمد تقی جواد الائمه صلوات الله علیهم اجمعین.

وجود مقدس آقا سید جواد. جوادی هستند کینه مبارکشان ابا جعفر است. ربها به شتری که سینه اش پرشیر است. و زیاد شیر می دهد جعفر می گویند. آقا ملقب به ابا جعفر هستند یعنی از ایشان روزی جوادی بیشتر نیست روزق جواد همان رزقی است که هم نیازهای دنیا را بر طرف می کند و هم نیازهای آخرت را و هرگز تا این وجودهای مقدس هستند شیعیان نباید نا امید شوند. جالب اینکه نیاز برای انسان چه دنیا و چه آخرت تمام نشدنی است تا روزی که انسان به کنز یا به گنج وجود که همان الف است دست پیدا کند. وجود مقدس جواد الائمه صلوات الله علیهم اجمعین وصل کننده شیعیان ومحبین به گنج وجود است که او جواد است وجود او وصل به اجود الا جودین(ذات اقدس پروردگار عالم) است.

خداوند متعال جل جلال شانه در چهار ماه و ده روز جنین در شکم مادر می فرماید: انی نفحت فیه من روحی . خداوند می فرماید من از روح خودم به آن دمیدم. تفسیر خیلی سخت است اما احتمال از معنا همان توصیفی که از اف اول این درس نوشته شد پروردگار عالم این گنج را به انسان اهدا فرمود. و انسان هدف خلقت قرار گرفت و خلیفه الله مقام گرفت. (اول منظور انسان کامل ۱۴ معصوم صلوات الله علیهم اجمعین و دوم پیامبران بزرگوار ۱۲۴۰۰۰ نفر و اوصیاء بعد علما و مومنان و بعد همه انسانهای قابل)

امام مرتبه یک – سینا و مولانا ابا الحسن علی بن محمد النقی صلوات الله علیهم اجمعین. وجود وقدس آقا آخرین کسی که لقب اباالحسن دارد و نام مبارکش علی (ع) است. و او سید اولیاء هادی النقی است. وجود مقدسش شیعیان و محبین را راه نمایی و هدایت می کند به راه صراط مستقیم است و این هدایت از ظاهر به باطن است و هدایت به گنج وجود یعنی رسیدن به الف وجود بوسیله این هدایت انسان باید پا روی هوای نفس و نفس حیوانی خویش گذاشته تا به هدایت قلبی برای رضای خدا و قرب او برسد.

امام هادی علیه السلام تقوی نزدیک و تقوی متکلم را بعنوان راه برد زندگی هر شخصی ظاهر می کند. هر کس باید خود الگو شود. و سعی کند به تکلیف شرعی و عرفی خود بخوبی انجام وظیفه کند. در جامعه هر کس هادی خود باشد و هدایت را بطور کامل بگیرد. جامعه سالم می شود. نتیجه اینکه از هدایت شدن هر کدام ما آثاری است که نه تنها دنیای ما بهشت می شود. سبز و آباد می شود. عمران نصیب ما می شود ما به گنج آخرتی خودمان که همان بهشت رضوان الهی است که همان الف وجود و جایگاه بقرب رسیدن و رضای خداست می رسیم. هدایت ظاهری ما رابه سر منزل سعادت اخروی می رساند. این یکی از بالاترین راه کارهایی است که ما بتوانیم به تنزیه و تکمیل اخلاقیات خود برسیم.

تقوی یعنی پرهیزکاری اما از ریشه باید قوی بشویم تا (ریشه تقوی وقی است در فعل امر می شود (ق) یعنی نگهدار). بتوانیم قدرت نگهداری هوای نفس خود را برای رضای خدا داشته باشیم تا حدود خداوند در مرز انسانیت و بندگی ما براب او حفظ شد. پس باید شیعه امام تقی الجواد باشیم و اگر بخواهیم شیعه امام نقی باشیم دائماً به خودمان بگوییم من باید قوی شوم و من باید دین و ایمان و هدایتم را تا به رسیدن گنج وجودم نگهدارم پس امام هادی راه دشوار هدایت واقعی را نشان داد تا شیعیان و محبین واقعی به گنج الف خود هدایت شوند تا با شیعه شدن امام یازدهم امام حسن عسکری علیه السلام شاخه سبز الف وجود خود را به زیبایی سبز ببینند.

اما یک ابا محمد حسن بن علی زکی العسکری صلوات الله علیهم اجمعین طی مسیر بنده از شکفته شدن دانه انسانی تا رسیدن به ساقه و شاخه پر برگ و تبدیل به گل و میوه. حقیقتاً خروج از کلمات به نور است. انسان با اراده و عاقل و دانا و عبد و عبید پروردگار عالم و شیعه و محب بوده به وجود مقدس معصومین صلوات الله علیهم اجمعین. باید درخت ایمانش را ریشه اش را اصلاح کند تا سالم بماند و رشد کند. ساقه و شاخه اش حسن شود سلامت آن زکی می شود.

سیر ظهور عالم از عالم سر به عالم ظهور از بطن حقیقت الف وجود از حسن اباالحسن(ع) تا حسن(وصی الحسن) صلوات الله علیهم اجمعین است. سر الی حق من الخلق که همیشه سبز و دائمی است. این سر را پروردگار عالم به همه انسانها عنایت اما سیرمن الخلق الی حق سیری است که هر انسانی باید دست استمداد خود را وصل به دامن ۱۲ امام و چهارده معصوم صلوات الله علیهم اجمعین وصل کند یعنی همان عروه الوثقی و ریسمان حبل الله تا از بطن ظلمات مادی حیوانی به نور انسانی و حقیقت خلیفه الهی شدن برسیم. از این سیر هم باید وصل به وجود مقدس وصی الحسن صلوات الله علیهم اجمعین بشویم تا ابا الحسن امیرالمومنین موسی الموحدین صلوات الله علیهم اجمعین.(در درس عرفان نماز عشا آمده است)

وجود مقدس امام عسگری علیه السلام همانطور که از نام مبارکش پیداست عسگری یعنی ایشان در میان لشکر و در پادگاننظامی محصور بودند چون می دانست از احادیث نبوی که خداوند متعال فرزندی به آقا امام حسن عسگری(ع) می دهد که ریشه ظلم را می کند و دنیا را اصلاح کرده و حق مستضعفین را به آنها بر می گرداند. ایشان فکر می کرد اگر ایشان را در پادگان نگه دارد و زیر نظر داشته باشد مانع بدنیا آمدن آقازاده بشود.

اما پروردگار عالم اراده و مشیت خود را بدون اینکه کسی بتواند موثر باشد به وجود مقدس ایشان و به تمام جهان اسلام منت گذاشت و بدنیا آورد. یکی از معجزات اینست ما در بزرگواریشان خانم نرگس خاتون(ع) بصورت معجزه در یک رویای صادقانه به عقد آقا امام عسگری (ع) درآمد.(در کتاب مهدی موعود از علامه مجلسی و شاخه گل محمدی صلوات الله علیهم اجمعین گل همیشه بهار الی یوم القیامه) بوجود آقا امام حسن عسگری علیه السلام بدنیا آمد امیدوارم خداوند کریم و رحیم فرج آقایمان را برساند.

اما لقب مقدس امام عسگری علیه السلام ابا محمد است صلوات الله علیهم اجمعین است این عزیز زینت پیامبر خوانده شده اند زیرا اهداف وجود مقدس آقا رسول الله(ص) از دامن ایشان سبز شد. زیرا هدف نهایی پیامبران و امامان معصوم صلوات الله علیهم اجمعین ظهور وجود مقدس مهدی موعود امام المنتظر صاحب عصر و الزمان عجل الله تعالی فرجه شریفه بوده است.

وجود مبارک یک تک گل محمدی صلوات الله علیهم اجمعین گل همیشه بهار ولایت و رسالت. مهدی صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه شریفه. ایشان کسی است که ریشه ظلمها و ظلمتها را کنده و حجابها را کنار زده و تمام انسانها را به حق و اصل کرده و در محور رضای خداوند متعال به جان الف وجودهای خودشان می رساند. یعنی گنج ها آشکار می شود

هرکس به قدر خود می رسد و قدرشناس می شود حتی زمینها گنج های خود را بیرون می ریزند. علمها آشکار می شود همانطور که در احادیث است تا بحال ۲ قسمت از علوم ظاهر شده ۲۶ قسمت آن به وجود مقدسش ظاهر می شود. بهشتی که پروردگار عالم حضرت آدم و حوا سلام الله علیهما را در آن خلق کرده بود دوباره برای تمام انسانها آغوش گشوده و دنیا برای اهلش برداً و سلاما می شود. چشمه ها بهترین نوشیدنی های خود را بیرون می ریزند و آنچه زیبایی و حسن جمال و کمالات بر آن امام همام عرضه می شود اوست سلیمان وجود است و اوست یوشف زهرا جمال ها بر او ساجدند.

جلال ها عاجز کمال ها در پی بالیدن خاضعه و عالم در مقابلش خاشع او قائم آل محمد است اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم. او که در قیام خود به اذن خداوند رب العالمین را از سر تا ظهور افشا می کند. او که وجودش یک است کل کثرات بر او ظهور می شود و کل کثرات بر او ساجد و او بر خدای بی همتا عبد و عابد خالص. او امام متقین و مومنین است.

به امید ظهور هر چه زودتر او. اللهم ارنی طلعت الرشیده و غره الحمیده

ما مفتخریم به وجود تمام پیامبران و معصومین صلوات الله علیهم اجمعین که همه راهنمایان دلسوز ما هستند و تاج افتخار ما در دنیا و آخرت هستند. در واقع همه بندگان خالص راه ارتباط خود را از روی خلوص از الف وجود خود به الف هستی پیوند می زنند تا همیشه قانت باشد و در اخرت به جنات تجری .

استفاده هایی از الف

سکاکی در کتاب خود در مورد خواص حروف آورده است . الف. هر که با مداد پیش از انکه با کسی سخن گوید صد بار الف را بخواند و همین عدد الف را بنویسد. صاحب نعمت شود و با خود داشته باشد فائده برایش دارد. از تبلیغات محفوظ ماند و هیچ کس به او نتواند ضرر برساند. البته باید فهمید که هر حرفی از حروف خواصی دارد همانطوری که با تلفظ در شنیدن اثر می گذاردو در نقش و ظاهر و ترکیب نیز اثر دارد.

الف. نمایشگر هزاران اسرار و رموز است و بقیه حروف از الف موجود است در قرآن کریم ۴۸۸۹۲ الف آمده است. اگر این عدد را (اعدادش را جمع کنیم) می شود ۳۱ برابر کلمه (لا) که توحید است و مجرای لا اله الا الله در جایگاه عددی لا در حروف عددش می شود ۱۳ یعنی جایگاه حرف (م) که عدد ابجدش ۴۰ است. پس اگر ۴=۳+۱ جمع کنیم عدد ۴ پایه عدد ۱۰ می شود یعنی ۱۰=۴+۳+۲+۱ پس باطن عدد ۱۰ همان یک است (همانطور که نوشته شد) پس تعداد الفهای قرآن کریم در واقع سیر حرف الف است.

الله و اعلم . هرکس سه (ااا) شب جمعه نویسد با خود دارد نزد اکابر عزیز و محبوب گردد و دلش صاف و حوائجش برآید وقت نوشتن. این دو اسم را بخواند سبحان الله یا لا اله الا انت و هر صبح پیش از آنکه با کسی صحبت نماید ۱۰۰۰ بار (آ) گوید مال بی حساب به او رسد. و اگر ۱۰۰۰ مرتبه (آ) بنویسد و با خود دارد چنان باشد که اموال و ثروت بی حساب به او می رسد و حروف مقطعه اسراری دارد که همه نمی فهمند شاید الف اشاره به (اله) و (الله) و (اکبر) و (اعلی) و (امر) و (احد) می باشد. مانند کهیعص که اشاره به کربلا و غیره می باشد.           

ثبت دیدگاه

یک پاسخ برای “عرفان الالف – در باب شناخت الف”
  1. بسیارمفید وجامع
    یازهرا س✌

    پاسخ
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.