حدیث روز
امام علی (ع) می فرماید : هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬ خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است.

شنبه, ۳۱ اردیبهشت , ۱۴۰۱ Saturday, 21 May , 2022 ساعت تعداد کل نوشته ها : 76 تعداد نوشته های امروز : 0 تعداد اعضا : 3 تعداد دیدگاهها : 14×
راز قفس
۳۱ فروردین ۱۴۰۱ - ۱۰:۴۶
شناسه : 581
بازدید 9
0
راز قفس

بسم الله الرحمن الرحیم راز قفس  تفسیر قالب : حضرت امام سجاد علیه السلام میفرمایند : الدنیا سجن الموٌمن همانا دنیا برای مؤمن زندان است. خداوند جل جلاله انسان را در غالب بدنی از جنس آب و خاک آفرید و روح کبریایی خود را در آن قفس دنیایی دمید.انّی نفختُ فیهِ من روحی این است […]

ارسال توسط :
پ
پ

بسم الله الرحمن الرحیم

راز قفس

 تفسیر قالب :

حضرت امام سجاد علیه السلام میفرمایند : الدنیا سجن الموٌمن

همانا دنیا برای مؤمن زندان است.

خداوند جل جلاله انسان را در غالب بدنی از جنس آب و خاک آفرید و روح کبریایی خود را در آن قفس دنیایی دمید.انّی نفختُ فیهِ من روحی این است وجزاین نیست که ازروح خودم در (جنین انسانی)دمیدم.واین عنایت خداوندی بالاترین سرمایة جاودانگی انسان ها وراز به قرب رسیدن مومنین با تقوی است. ودر واقع ظرف گیرندگی مقام خلیفه اللهی می باشد .

پس خالق یکتا دو قسمت مهم وحیاتی بدن را بخاطر حساسیت حیاتی در قفس استخوانی قرار داد ,چه در حیوانات وچه درانسان ؛اما انسان که اشرف مخلوقات اوست؛ودر کلام کریمش فرموده که تمام زمینها وآسمان هارا برایش مسخر فرموده است. واورا لیاقت داشتن عقل وفهم وادراک داده است ,وبه او حق انتخاب داده وبمقام خلیفته اللهی ارتقاء درجه عنایت فرموده ؛پس اورا برای به کمال رسیدنش ملزم به انجام احکام یعنی حکم اللهی کرده تا بین او وحیوانات تمیز داده شود وبرایش جایگاه رفیع قرب خودرا مهیا فرموده چه بسا منّت بی نهایت اوست؛واین انجام وظیفه را وسیلة به خلوص رسیدن وامتحان شدن قرار داد تا خالص ازنا خالص جدا شود .و عمرِدنیا را کوتاه وسکّوی پرواز به جنت ورضوان خود که بهشت های پر نعمت اوست قرار داد تا اتصال به کمال مطلق شوند.وانسان رابرای خودش انتخاب فرمود تاانسان با عبادت صحیح بندة مخلَصش باشد. بنابراین لازم می شود مغز وقلب دو عنصر حیاتی آخرت هم باشند پس باید در قفس بندگی فقط به رضای خالقش فکر کند وحول محور رضای اوبه گردش در آید, وحافظ حدود الله باشد واوامر اللهی را آن طور که فرموده پشت سرِ اولیائی که خداوند ازپاکان وبرگزیدگان(یعنی پیامبران واوصیائشان وکتابهای آسمانیشان) ومعصومین صلوات الله علیهم اجمعین  وکتاب آسمانی قرآن پیروی کرده واز هوای نفس بپرهیزد,چون حق انتخاب دارد پس به دل بخواه این دو عضو مهم راکه اگر سرکش شود قابل کنترل نیست وخداوند در کلام کریمش می فرماید بجایی می رسد که می شود کل  انعام بل هم اضل یعنی شبیه حیوان  اما گمراهتر ؛؛؛؛زیرا حیوان به شعور حیوانیش عمل می کند که در باطن همان اطاعت محض است.اما  انسان چه***یکی دیگر دلیل های قفس که بنوعی محدودیت است رسیدن به شوق پرواز می باشد .همیشه در دنیا هر چیزی اختراع یا اکتشافی شده است بخاطر در تنگنا قرار گرفتن ها می باشد پس حکمت خالق یکتا به هزاران دلیل می تواند باشد؛تا انسانیتِ انسان را بسازد چون خداوندِ صمد(بی نیاز) هرگز به اعمال ما مخلوق هیچی نیاز ندارد,واو به فضلش به ما عنایت می فرماید.  پس قفس سبب به کمال رسیدن ما است.قفس یعنی حدود اللهی.حضرت یوسف (ع) برای اینکه حافظ حدود الله باشد به تمام جوان ها وبه تمام انسان های آزاده آموخت که چگونه بنده گی کند وزندان رهایی از قید حیوانیت ها وانانیت ها وگمراهیها سقوط به جهنم هوای نفس می باشد.ودر قرآن کریم خداوند از زبان یوسف(ع) فرمود ,ان النفس لامارت بسوء الا مارحم ربی همانا نفس اماره انسان را به بدی ها امر می کند مگر خداوند کریم رحم کند.

در قفس بندگی قرار داد تا خودرا بشناسد وبه شناخت مولایش با معرفت برسد وبهترین زنگی را برای آخرتش

عظمت این روح چنان است که خداوند باری تعالی انسان را خلیفه خود در زمین وگیرنده صفات و اسماء الحسنی الهی قرار داده است. عظمت و حکمت این قفس و تحمل آن تا رسیدن به کمال انسانی و قرب الهی، چقدر سخت و زیباست. زمانی که این قفس به اذن الهی می شکافد و انسان با بالهایی به فراخی سرتاسر مشرق تا مغرب  زمین، این وادی فانی، اوج می گیرد تا به قرب الهی که  هدف غایی آفرینش است نائل گردد.

حرف “ق” اولین حرف کلمه “قفس” :

قاف از حروف ترابیه و طبیعتش بادی غربی و اسم مَلَکش عطرائیل است. عدد ابجد حرف “ق” در کلمه قفس ۱۰۰ و جایگاه عددی آن ۱۹ می باشد. “ق” خود به معنای نگهدارنده است. اگر هرحیوان حلال گوشتی از باب ۱۹ حرف :    “بسم الله الرحمن الرحیم” ذبح شود ، حیات حیوانیش قلب به حیات انسانی گشته و الی یوم القیامه انسان  باقی خواهد ماند . اینچنین است که در سوره مبارکه انعام آیه  ۱۲۱ می خوانیم:

” نخورید از گوشت حیوان حلال گوشتی که در هنگام ذبح  بسم الله بر آن نخوانده باشند زیرا که فسق قلب شما را خواهد گرفت.

این کلام پروردگار عالم سِّر حرکت متعالی است ازحیوان به انسان. که این حرکت در انسان، در حین نماز و مخصوصاٌ در حال سجده و اطاعتِ محض از پروردگار عالم است؛که رخ  می نماید. آنزمان که میگویی:” سُبحان رَبی اَلاعلی و بِحَمده” در معنای ظاهری ذکر می گویی: پاک و منزه است پروردگار من که حمد و ستایش مخصوص اوست که عالی مرتبه است. اما معنی باطنی اش چنین است: پاک و منزه است پروردگار من که او “ربی الاعلی” است یعنی او هر لحظه جماد را به نبات و نبات را به حیوان و حیوان را به انسان و در واقع ممات را به حیات تبدیل و معلی می گرداند.

 بنابر این، باید هنگام ذبح بر هر حیوان حلال گوشتی “بسم الله” قرائت شود تا زندگی تمام شده ی حیوانی اش باعث ایجاد حیات انسانی در انسانهایی که از آن تغذیه میکنند، بشود.

حرف “فاء” دومین حرف از کلمه “قفس”:

“فاء” از دسته حروف هوائیه و طبعش آتشی- مشرقی و ملکش میرهمائیل است. عدد ابجد حرف “ف” ۸۰ و جایگاه عددی آن ۱۷ است. فاء؛رسیدن به فوز، بشرط در قفس بودن است. آنانی که در دنیا حلقه های بندگی را، در قفس وجودشان تنگ تر میکنند، آرزوی پرواز را در وجودشان آشکار تر می شود. مانند پروانه در پیله که خود به خود متحول می شود اما بالهایش تا زمانیکه روح از قفس جسم (پیله) رها نگشته، پیچیده و در هم بسته است. پس قفس نعمت بزرگی است که به مؤمن امید پرواز داده و اورا برای بدست آوردن بالهای بهتر برای پرواز خود بر می انگیزاند. خدای مهربان به موجب نیازِ وجودی انسان به او عقلِ معاش ، ابتکار ، ترقی و تعالی می دهد و می فرماید انسان را در سختی خلق کردم.

لَقد خَلقنا اِلانسانَ فی کَبد. (سوره بلد آیه ۴)

پس در می یابیم که بال پروازمان پیدا نمی شود مگرآنکه خواست خود را منطبق بر خواست مولا و خالق خویش قراردهیم . برای این امر لازم است  که پیرو ، شیعه و رهرو راه کسانی شویم که خداوند عز و جل آنها را امام و پیشوای ما قرار داده است زیرا روح بزرگ این عزیزان در قفس بدن شان برای کسب رضایت مولا هرگز به هیچ خطایی آلوده نگشته و مرتکب گناهی نشده اند و همگی قفس تن را با شهادت در راه مولا و بندگی کامل ترک کرده و به این سبب همیشه زنده خواهند ماند و هدایتگر ما خواهند بود. ما در پیروی از مولای مان حضرت امام زمان (عج) خود را ملزم به حفظ حریم قفس بندگی تا روزی که به رضایت الهی برسیم می دانیم. و آن میسر نمی شود جز به باطن ۱۷ رکعت نماز مقبول که آنهم با میزان حرف سین سنجیده می شود.

حرف سین سومین حرف از کلمه قفس:

“سین” از دسته حروف ترابیه، طبیعتش بادی – غربی و ملکش همواکیل است. عدد ابجد “س”۶۰ وجایگاه آن درحروف الفبای ابجد ۱۵ است. تنها حرفی که در حروف الفبای فارسی زُبُر و بیّنه اش برابری میکند؛ حرف سین است.(زبر= س و بینه = ین)یعنی: س= ین =۶۰ که ۶۰ + ۶۰ =۱۲۰  که این عدد نیز معادل نام مولا علیّ (علیه السلام)است؛ البته در صورتی که یّ مشدد باشد؛ همو که “قَسیمُ النار وَ الجَنَه” و عدل و میزان حقیقی است.

بنابر این اگر بندِ بندگی به دست مومن بخورد، دست وی یدالله می گردد و یدالله فقط مجرای قدرت و رضای باری تعالی است. پای مؤمن جز در طریق الهی گام بر نمی دارد، بشرط اینکه پا نیز  بندِ بندگی بخورد. در این حال وی سالک الی الله میگردد. پس هرگز حریم را آلوده نکرده و حرمت سلوک را نمی شکند.

آخرین حرف کلام مبارک پروردگار عالم سین است.(کلمه ناس در سوره ناس)خوشا بحال کسانی که پایان و کمال عمل شان به “سین” مبارک ختم میگردد که مبدل به قلب گشته و حیات ابدی شامل حال شان می گردد. (اشاره ای نیز به سوره “یس” قلب قرآن دارد)

آنگاه که ایشان را در قبر گذارده، بند دستها و پاها را گشوده و صورت را باز می کنند ؛ ندا می رسد اکنون زمان پرواز است و مؤمن که ظاهراً در قبر است به جایگاه خود که اعلا علیین است صعود کرده و “عَندَ رَبِهِم یُرزِقوُن” می گردد.

 مرغ بـــــاغ ملکوتم نیم از عالم خاک                   دو سه روزی قفسی ساخته اند از بدنم

عدد ابجد قفس معادل با ۲۴۰ است. جایگاه عددی آن؛ از لحاظ قرار گرفتن حروف الفبا کنار هم؛ معادل ۵۱ است. پروردگار عالم در دستها و پاهای ما ۴ انگشت شصت قرار داده که دو شصت دست میزان و یا تعادل دست است و دو شصت پا میزان حرکت قیامی بدن و در واقع محور صحیح حرکت کردن است. پس این ۴ شصت که معادل ۲۴۰ و معادل همان قفس خاکی بدن ما است حلقه های بندگی ما بوده تا در حریم الهی و در محضر خداوندی دست از پا خطا نکنیم و کنترل عقل را بر خواسته دل حکم فرما کنیم تا به یاری الهی پای از حریم حلال خداوند بیرون نگذاریم.

یکی از کاربردهای قفس در بین مردم نگهداری از پرندگان زینتی جهت بهره برداری از زیبایی جمال و صوت پرندگان می باشد پس شاید بتوان گفت که هدف پروردگار عالم نیز از این قفسی که بر روح ما نهاده است منطبق بر این حدیث مبارک است  که به حضرت داوود می فرماید: “انّی کُنتُ کَنزاً مخفیّا و اَجنَبتُ و اَعرَف” این حدیث مبارک، تعریفی  از صورت حسن و جلوه آیینه حق نمای الهی در وجود انسان است. این حدیث  صوت قرآنی ولحن الهی انسان است و از انسان خواسته که صوت وگوش خود را در کل زندگی و حیاتش الهی نگه دارد. چنانچه در وصف عمل رسولِ خود به مردم، فرمود: پیغمبرم به مردم بگو:

قُل اِنَّ صَلوتی و نُسُکی و مَحیایَ و مَماتی لله ربِّ العالمین.

در بدن انسان سر در مقامی بالاتر از دستها و پاها قرار دارد، در رأس بدن، در مقام خضوع و خشوع. مجموع حروف ابجد “س” و” ر” معادل ۲۶۰ است(س=۶۰ ، ر=۲۰۰) که می توان آن را به ۲۰۰ که عدد ابجد عقل و ۶۰ که عدد ابجد سین است تجزیه کرد. و این بدان معناست که انسان با عقل خود باید میزان و تعادل را در تمام عروق و وجود خود چه بیرونی و چه درونی حاکم گرداند. پس سر باید ساجد و خاشع و متواضع شود و همواره به مولایش امام حسین تأسی کند آنچنان که ایشان سر از سجده بر نداشت مگر زمانی که سر از بدن مطهرش جدا کردند.(پس کلید نماز نیز در سجده است.) اگر ۲۴۰ که عدد ابجد قفس است از سمت راست خوانده شود همان ۲۴ است. و این بدان معناست که بنده مطیع در تمام ۲۴ ساعت شبانه روز که ساعتش دقیقه ۶۰(عدد سین) و هر دقیقه اش ۶۰ ثانیه (عدد سین) است بر روی صراط مستقیم و میزان عمل است و باید هر آن از پروردگار بخواهد که وی را حتی برای یک چشم بر هم زدن تا ابد به خودش وا نگذارد. الهی لا تَکِلنی الی نَفسی طُرفهَ عَین ابدا  انشاء الله.

 اما جایگاه عددی قفس یعنی عدد ۵۱ .

مجموع ارقام عدد ابجد قفس یعنی ۲۴۰ معادل با۲+۴=۶ میگردد و نیز مجموع ارقام جایگاه عددی نیز ۵+۱=۶ است این عدد ۶ عدد دنیا و نیز معادل حرف (و) است که انشاءالله شرح مُفصل آن در مباحث بعدی بررسی خواهد شد. فقط به این حرف بسنده میشود که تمام عمر ما در این دنیا حرف “واو” است حرف “واو” جزء حروف ربط است و رابط بین عالم ازلی و ابدی است.

خداوند جلیل المرتبه می فرمایند: اِنا ِللهِ وَ اِنا اِلَیهِ راجِعوُن.

در مورد فاصله نزول و صعود عمر ما پیغمبر اکرم(صلی الله علیه وآله وسلم) می فرمایند: دنیا پلی است که از یک طرف وارد و از طرف دیگر خارج می شوید.( در واقع واو همان پل است).

قالب تمثیل:

پروردگار عالم از پیامبرانش وجود حضرت یوسف (سلام الله) را اسوه قرار داد و او جلوه زیبایی ظاهر و باطن شد و برای اینکه دوران جوانیش بدون گردی از ظلمت گناه، سالم بماند فرمود: “اِنَ النَفسَ لِاَمارَه بِسوُء الا ما رَحِمَ ربی. همانا نفس مرا به بدی میکشاند،مگر اینکه پروردگارم به من رحم کند.” پس ایشان انتخاب کرد و خود از خدای مهربان خواست زندانی شود که به یک روایت هفت سال و به روایتی دیگر چهارده سال در زندان تاریک بسر برد. اما در زندان رَب مهربان، علم تعبیر خواب را به او مرحمت فرمود، زیرا یوسف را هرگز خواب غفلت نبرد،پس او بیدار بود و بیدار کننده از خواب غفلت همه جوانان شد،که جوانی خود را به دنیا ارزان نفروشند.

تعبیر خواب یعنی: چشم باز بودن، بیدار بودن ، از خواب غفلت دنیا به سلامت عبور کردن و به بیداری مطلق عالمِ آخرت به سلامت سفر کردن. و اما تمثیل دیگر راجع به امام معصوم ما است؛ امام هفتم و معصوم نهم، ابالحسن؛ امام موسی بن جعفرکاظم علیه السلام: ایشان هم مدت چهارده سال در زندان هارون با غل و زنجیر، ظلمت زندان و شکنجه ها را تحمل کرد و هرگز حلقه دنیا پرستان را به گردن نیفکند و گردن بند و حلقه بندگی را با تمام وجود به جان ،گردن ، دست و پای خود بست. روزی یکی از محبان خدمت حضرت رسید، با مشاهده وضع و حال ایشان گریست و گفت: قربانت شوم که شما اینطور محدود و اسیر زندان شده اید. حضرت فرمودند: من هرگز اسیر نیستم ، من بنده عتیق پروردگار عالم هستم یعنی آزاد، رها شده از همه قیود دنیا پرستان؛ هرگز قید دنیا مرا اسیر نکرده است. بنابراین با تأسی به این بزرگواران باید درس گرفته و از خدا بخواهیم که : پرودگارا؛ آن روز که در کنار قبر بند دست و پای ما را باز میکنند،تا در قبر بگذارند و در قبر بند کفن ما را میگشایند، آن روز آبروی ما را نریز و زینت دست و پای ما را حلقه های بندگی مقبول عبادت خودت را به ما عنایت بفر ما و ما را آن روز بنده عتیق خود از آتش جهنم و عذاب آخرت قرار ده. آمین

درانتهای این بحث می توان گفت:

۱- قفس فقط برای دنیا جلوه کرده است و نه غیر آن .

۲- در این مدت که انسان گرفتار قفس دنیا است اگر خوب متحول گردد و به پروانه مبدل شود، الی یوم القیامه آزاد زندگی خواهد کرد.

۳- عدد ۶ عدد سِّرِ تولد امام حسین (ع)،حضرت عیسی(ع)وحضرت یحیی(ع)در شکم مادرانشان است این سه وجود نورانی در ماه ششم به دنیا آمدند چراکه اگر نوزاد شش ماهه به دنیا آمد زنده نخواهد ماند ،اما ایشان در ارحام مادرانشان به قدرت و عظمت الهی حی شدند و پس از بدنیا آمدن زنده ماندند، تا قالب حی اعمال و حفظ آن در دنیا و جلوه و ظهور آن در آخرت باشدند وحیات طیب الی یوم القیامه را به خواست الهی قلب ، باقی و پایدار گردانند.که قلب فقط مخصوص مولا حضرت امام حسین(ع) است.

در حدیثی از امام کاظم (ع) روایت شده است که روزی ایشان از جایی می گذشتند، صدای ساز و تنبور بلندی از خانه ای شنیده می شد در این هنگام کنیزی برای بیرون گذاشتن زباله ها از خانه خارج شد حضرت از او پرسید صاحب این خانه بنده است یا آزاد ؟ کنیز فرمود آزاد است حضرت فرمودند مشخص است اگر بنده خدا بود اینچنین نمی کرد حضرت رفتند و کنیز به خانه باز گشت و جریان را برای ارباب خود شرح دادو صاحب خانه که ” بُشر” نلمیده می شد آنچنان شرمنده شد که پای برهنه بدنبال حضرت دوید و از ایشان طلب توبه کرد و از آن زمان به بعد هیچگاه از پاپوش استفاده نکرد و بنام بشر حافی( بُشر پا برهنه )مشهور شد. پس انسان فقط با مرگ قفس را رها می کند و به زندگی آزاد دست می یابد البته بشرط آنکه در جایگاه ۵۱ اقامه کند و مجرای توحید و اخلاص خود را قائم نماید. ما در احکام ۵۱ رکعت نماز واجب و نافله داریم. و اینچنین است که رسول اکرم (ص) میفرمایند: “الصلوه معراج المؤمن” و این بدان معناست که انسان در هر روز با ۵ نوبت نماز واجب و نوافل صورت حیوانی خود را به صورت انسانی متحول می کند و مجرای پرواز خود را که عروج به قرب الی الله است، با نماز بازمیکند. پس نماز گشاینده در قفس است.

در برداشتی دیگر از حدیث” الدنیا سجن المؤمن” داریم که غیر از بدن ، قفس دیگر، خود عمل است که باید محصورِحصن الهی باشد آنچنان که عمل انسان باید برای خدا ودر مرکزیت رضای خدا و حافظ حدود الهی باشد. این حصنِ رحمت همان عمل صائمین یعنی روزه داران واقعی است(روزه از گناه). در ۲۴ ساعت روز  (که همان ۲۴۰ قفس است) هرگز افطار نمیکنند تا وقتی از دنیا بروند و در آن وادی بهشتی با آب کوثر از دستان مبارک امام زمان (عج) روزه خود را بگشایند. انشاءالله. و وای بر کسانی که در این دنیا حدود الهی را شکسته و در قفس گناه و عصیان خود گرفتار میگردند. در این صورت ظاهراً یک عمر کوتاه آزاد هستند ولی به محض آنکه ملائکه “نازع” یعنی جان گیرنده می آیند، پروردگار عالم می فرماید”وَ النازِعاتِ نَزعا” “و ملائک جانشان را میکَنَند” و تا ابد در قفس اعمال خود زندانی باقی خواهند ماند.

اللهم اجعلنی من المؤمنین و من المتقین و من الصابرین و من الشاکرین و من التوابین و من المتطهرین و من المستغفرین بالاسحار .اللهم ارزقنی کلمه الطیب یرفع الدرجه یصعد کلمه الطیب یرفع الدرجه.

ثبت دیدگاه

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.